آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Sample

      ˈsæmpl ˈsɑːmpl

      گذشته‌ی ساده:

      sampled

      شکل سوم:

      sampled

      سوم‌شخص مفرد:

      samples

      وجه وصفی حال:

      sampling

      شکل جمع:

      samples

      معنی sample | جمله با sample

      noun countable B2

      نمونه، الگو، مدل، مثال، سرمشق

      samples of wallpaper

      نمونه‌های کاغذ دیواری

      a sample of the cloth I want to buy

      نمونه‌ی پارچه‌ای که می‌خواهم بخرم

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This survey covers samples of public opinion.

      این بررسی شامل پیش‌نمونه‌هایی از افکار عمومی است.

      He was a sample to his brothers.

      او سرمشقی برای برادرانش بود.

      verb - transitive

      نمونه برداشتن، نمونه گرفتن، نمونه نشان دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Inspectors regularly sample our products for quality.

      بازرسان به‌طور مرتب فراورده‌های ما را ازنظر کیفیت نمونه‌برداری می‌کنند.

      verb - transitive

      بررسی کردن، امتحان کردن، تست کردن

      After sampling the soup, he dished a bowl for himself.

      پس از چشیدن سوپ یک کاسه برای خودش کشید.

      Ali wanted also to sample the delights of country life.

      علی می‌خواست لذت‌های زندگی روستایی را هم بچشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I sampled the food and found out that it is a bit too sour.

      خوراک را چشیدم و فهمیدم که کمی ترش است.

      Achievement tests each sampling a different area of learning.

      آزمون‌های تحصیلی که هرکدام بخشی از جنبه‌های تحصیلی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

      adjective

      نمونه، الگو

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sample

      1. noun example, model
        Synonyms:
        instance case model illustration specimen element part piece bit fragment portion segment unit representative sign individual indication pattern sampling exemplification case history constituent morsel typification cross section bite
      1. verb taste, try
        Synonyms:
        try test experience examine inspect partake sip savor

      Collocations

      a floor sample

      (فروشگاه‌ها - به‌ویژه تلویزیون و ابزار غیره) نمونه‌ی فروشگاه (که در اثر استعمال مشتری قدری مستعمل است)

      سوال‌های رایج sample

      گذشته‌ی ساده sample چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sample در زبان انگلیسی sampled است.

      شکل سوم sample چی میشه؟

      شکل سوم sample در زبان انگلیسی sampled است.

      شکل جمع sample چی میشه؟

      شکل جمع sample در زبان انگلیسی samples است.

      وجه وصفی حال sample چی میشه؟

      وجه وصفی حال sample در زبان انگلیسی sampling است.

      سوم‌شخص مفرد sample چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sample در زبان انگلیسی samples است.

      ارجاع به لغت sample

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sample» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sample

      لغات نزدیک sample

      • - sampan
      • - samphire
      • - sample
      • - sampler
      • - samplery
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      for free empathic elicitation eli elmer economize earned dyne officially drag on bee exfoliate settings rooibos rancid مهاجر جلا چاره یخدان گوشتناک گوشتخوار گندیدن گاز سنج کلاس کادو چوپان پیشقدمانه پی بردن پله‌پله واژه‌شناسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.