آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Individual

      ˌɪndəˈvɪdʒuəl ˌɪndəˈvɪdʒuəl

      شکل جمع:

      individuals

      صفت تفضیلی:

      more individual

      صفت عالی:

      most individual

      معنی individual | جمله با individual

      adjective B2

      شخصی، فردی، جداگانه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      individual differences

      ناهمسانی‌های فردی

      individual characteristics

      خصوصیت‌های فردی

      adjective

      تکی، یک‌نفره، انفرادی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      purely individual experiences

      تجربیات صرفاً انفرادی

      Prisoners are kept in individual cells.

      زندانیان را در سلول‌های انفرادی نگاه می‌دارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an individual policy in life insurance

      بیمه‌نامه‌ی عمر برای یک نفر

      adjective

      خاص، اختصاصی، مخصوص، ویژه، منحصر‌به‌فرد

      Hafez has an individual style.

      حافظ سبک منحصربه‌فردی دارد.

      noun

      فرد، شخص، آدم

      various individuals came

      کسان مختلفی آمدند

      the rights of each individual

      حقوق هر انسان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Each individual is responsible for his own actions.

      هر فرد مسئول اعمال خویش است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد individual

      1. adjective distinctive, exclusive
        Synonyms:
        distinct different special specific separate particular own characteristic uncommon original exclusive unique personal sole single reserved select peculiar idiosyncratic diagnostic definite express discrete singular solitary lone alone only proper respective indivisible unitary several especial odd personalized secluded diacritic unusual
        Antonyms:
        ordinary common general
      1. noun singular person, thing
        Synonyms:
        person somebody being body creature entity human being soul self character man woman child number unit something matter stuff material existence substance mortal party type personage dude singleton
        Antonyms:
        group

      لغات هم‌خانواده individual

      noun
      individual, individuality
      adjective
      individual, individualized
      verb - transitive
      individualize
      adverb
      individually

      سوال‌های رایج individual

      شکل جمع individual چی میشه؟

      شکل جمع individual در زبان انگلیسی individuals است.

      صفت تفضیلی individual چی میشه؟

      صفت تفضیلی individual در زبان انگلیسی more individual است.

      صفت عالی individual چی میشه؟

      صفت عالی individual در زبان انگلیسی most individual است.

      ارجاع به لغت individual

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «individual» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/individual

      لغات نزدیک individual

      • - indium
      • - indivertible
      • - individual
      • - individual retirement account
      • - individualism
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.