آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Select

      səˈlekt səˈlekt

      گذشته‌ی ساده:

      selected

      شکل سوم:

      selected

      سوم‌شخص مفرد:

      selects

      وجه وصفی حال:

      selecting

      صفت تفضیلی:

      more select

      صفت عالی:

      most select

      معنی select | جمله با select

      adjective B1

      برگزیده، ممتاز، منتخب

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      They only admitted a select few.

      فقط تعداد معدودی از برگزیدگان را راه دادند.

      He spoke for a select audience.

      او برای شنوندگان گلچین‌شده سخنرانی کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a select group of poets

      یک گروه شاعر برجسته

      verb - transitive

      گزیدن، انتخاب کردن، سوا کردن، جدا کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      He selected a blue shirt, I selected a white one.

      او پیراهن آبی انتخاب کرد و من پیراهن سفید انتخاب کردم.

      He was selected to lead the group.

      او برگزیده شد که گروه را رهبری کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Iraj Mirza's selected poems

      اشعار گزیده‌ی ایرج میرزا

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد select

      1. adjective excellent, elite, preferable
        Synonyms:
        best top choice superior first-class topnotch prime exclusive special preferred elite favored selected elect handpicked picked screened weeded culled winnowed boss cool cream number one winner blue-chip first-rate world-class posh discriminating recherché exquisite selective delicate tops privileged elegant rare limited eclectic
        Antonyms:
        poor inferior second-rate
      1. verb pick out, prefer from among choices
        Synonyms:
        choose elect opt pick take decide prefer single out name sort out winnow cull tap opt for make a choice make a selection tag tab peg pin down mark say so slot
        Antonyms:
        reject refuse

      لغات هم‌خانواده select

      noun
      selection, selector, selectivity
      adjective
      selective
      verb - transitive
      select
      adverb
      selectively

      سوال‌های رایج select

      گذشته‌ی ساده select چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده select در زبان انگلیسی selected است.

      شکل سوم select چی میشه؟

      شکل سوم select در زبان انگلیسی selected است.

      وجه وصفی حال select چی میشه؟

      وجه وصفی حال select در زبان انگلیسی selecting است.

      سوم‌شخص مفرد select چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد select در زبان انگلیسی selects است.

      صفت تفضیلی select چی میشه؟

      صفت تفضیلی select در زبان انگلیسی more select است.

      صفت عالی select چی میشه؟

      صفت عالی select در زبان انگلیسی most select است.

      ارجاع به لغت select

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «select» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/select

      لغات نزدیک select

      • - selah
      • - seldom
      • - select
      • - select a research topic
      • - selectee
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.