آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ دی ۱۴۰۴

      Prefer

      prɪˈfɜrː prɪˈfɜː

      گذشته‌ی ساده:

      preferred

      شکل سوم:

      preferred

      سوم‌شخص مفرد:

      prefers

      وجه وصفی حال:

      preferring

      معنی prefer | جمله با prefer

      verb - transitive A2

      ترجیح دادن، برتری دادن، برگزیدن، پسندیدن، رجحان دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      I prefer swimming to walking.

      من شنا را به پیاده‌روی ترجیح می‌دهم.

      He prefers blondes.

      او موطلایی‌ها را بیشتر پسند می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I prefer tea.

      من چای بیشتر دوست دارم.

      Which one do you prefer?

      کدام را می‌پسندی؟

      preferred stock

      سهام ممتاز

      verb - transitive

      انگلیسی بریتانیایی حقوق اقامه کردن، طرح کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Police may prefer charges if the investigation confirms the allegations.

      اگر تحقیقات ادعاها را تأیید کنند، ممکن است پلیس اتهام مطرح کند.

      The lawyer advised not to prefer charges until all facts were clear.

      وکیل توصیه کرد تا زمانی که تمام واقعیت‌ها روشن نشده، اتهامی مطرح نشود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to prefer charges against an attacker

      علیه ضارب اقامه‌ی دعوی کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prefer

      1. verb favor; single out
        Synonyms:
        choose select pick adopt like better fancy desire wish elect tag mark name nominate finger tap fix upon single out go for opt for would rather would sooner be partial to be turned on to advance promote raise upgrade elevate aggrandize present put forward put pose propound proposition propose suggest incline cull
        Antonyms:
        dislike hate reject spurn

      Collocations

      much prefer

      خیلی ترجیح دادن

      لغات هم‌خانواده prefer

      noun
      preference
      adjective
      preferable, preferential
      verb - transitive
      prefer
      adverb
      preferably, preferentially

      سوال‌های رایج prefer

      گذشته‌ی ساده prefer چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده prefer در زبان انگلیسی preferred است.

      شکل سوم prefer چی میشه؟

      شکل سوم prefer در زبان انگلیسی preferred است.

      وجه وصفی حال prefer چی میشه؟

      وجه وصفی حال prefer در زبان انگلیسی preferring است.

      سوم‌شخص مفرد prefer چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد prefer در زبان انگلیسی prefers است.

      ارجاع به لغت prefer

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «prefer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prefer

      لغات نزدیک prefer

      • - prefectural
      • - prefecture
      • - prefer
      • - preferable
      • - preferably
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.