آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

    Choose

    tʃuːz tʃuːz

    گذشته‌ی ساده:

    chose

    شکل سوم:

    chosen

    سوم‌شخص مفرد:

    chooses

    وجه وصفی حال:

    choosing

    معنی choose | جمله با choose

    verb - intransitive verb - transitive A1

    انتخاب کردن، برگزیدن، گزیدن

    Julie chose him as her husband.

    جولی او را به شوهری انتخاب کرد.

    to choose a tie

    کراوات انتخاب کردن

    verb - intransitive verb - transitive B1

    تصمیم گرفتن، خواستن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    She chose to remain here.

    او خودش تصمیم گرفت که اینجا بماند.

    I'll go where I choose.

    هرجا دلم بخواهد می‌روم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Do as you choose.

    هرجور می‌خواهی عمل کن.

    verb - intransitive verb - transitive

    انگلیسی بریتانیایی انتخاب کمی داشتن، چاره نداشتن

    There was little to choose between those two jobs.

    انتخاب چندانی بین آن دو شغل وجود نداشت.

    He cannot choose but to accept our offer.

    چاره‌ای جز قبول پیشنهاد ما را ندارد.

    verb - transitive

    ترجیح دادن

    I will choose a red dress for the party.

    من لباس قرمز را برای مهمانی ترجیح می‌دهم.

    He chose to study medicine in college.

    او تحصیل در رشته‌ی پزشکی در دانشگاه را ترجیح داد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد choose

    1. verb pick, select
      Synonyms:
      pick select take elect name separate want prefer designate adopt accept decide on determine single out extract sort judge favor love wish appoint fix on set aside tag finger tap cull opt for sift out embrace espouse fancy weigh will wish for call for settle upon make choice make decision make up one’s mind discriminate between see fit glean draw lots commit oneself cast co-opt slot crave predestine excerpt winnow

    Phrasal verbs

    choose up

    (عامیانه) افراد دو تیم هماورد را انتخاب کردن (مثلاً برای بازی والیبال دوستانه)

    Collocations

    cannot choose but

    مجبور بودن، چاره‌ای نداشتن (بجز)

    the chosen few

    اشخاص نخبه، معدودی اشخاص برگزیده

    Idioms

    choose the lesser of two evils

    (در گزینش یکی از دو چیز بد) چیز کم‌زیان‌تر را انتخاب کردن

    little to choose between (or not much to choose between)

    با هم فرق ندارند، مثل هم هستند

    سوال‌های رایج choose

    گذشته‌ی ساده choose چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده choose در زبان انگلیسی chose است.

    شکل سوم choose چی میشه؟

    شکل سوم choose در زبان انگلیسی chosen است.

    وجه وصفی حال choose چی میشه؟

    وجه وصفی حال choose در زبان انگلیسی choosing است.

    سوم‌شخص مفرد choose چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد choose در زبان انگلیسی chooses است.

    ارجاع به لغت choose

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «choose» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/choose

    لغات نزدیک choose

    • - chongqing
    • - choo-choo
    • - choose
    • - choose the lesser of two evils
    • - choose up
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.