آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Choose

      tʃuːz tʃuːz

      گذشته‌ی ساده:

      chose

      شکل سوم:

      chosen

      سوم‌شخص مفرد:

      chooses

      وجه وصفی حال:

      choosing

      معنی choose | جمله با choose

      verb - intransitive verb - transitive A1

      انتخاب کردن، برگزیدن، گزیدن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Julie chose him as her husband.

      جولی او را به شوهری انتخاب کرد.

      to choose a tie

      کراوات انتخاب کردن

      verb - intransitive verb - transitive B1

      تصمیم گرفتن، خواستن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      She chose to remain here.

      او خودش تصمیم گرفت که اینجا بماند.

      I'll go where I choose.

      هرجا دلم بخواهد می‌روم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Do as you choose.

      هرجور می‌خواهی عمل کن.

      verb - intransitive verb - transitive

      انگلیسی بریتانیایی انتخاب کمی داشتن، چاره نداشتن

      There was little to choose between those two jobs.

      انتخاب چندانی بین آن دو شغل وجود نداشت.

      He cannot choose but to accept our offer.

      چاره‌ای جز قبول پیشنهاد ما را ندارد.

      verb - transitive

      ترجیح دادن

      I will choose a red dress for the party.

      من لباس قرمز را برای مهمانی ترجیح می‌دهم.

      He chose to study medicine in college.

      او تحصیل در رشته‌ی پزشکی در دانشگاه را ترجیح داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد choose

      1. verb pick, select
        Synonyms:
        pick select take elect name separate want prefer designate adopt accept decide on determine single out extract sort judge favor love wish appoint fix on set aside tag finger tap cull opt for sift out embrace espouse fancy weigh will wish for call for settle upon make choice make decision make up one’s mind discriminate between see fit glean draw lots commit oneself cast co-opt slot crave predestine excerpt winnow

      Phrasal verbs

      choose up

      (عامیانه) افراد دو تیم هماورد را انتخاب کردن (مثلاً برای بازی والیبال دوستانه)

      Collocations

      cannot choose but

      مجبور بودن، چاره‌ای نداشتن (بجز)

      the chosen few

      اشخاص نخبه، معدودی اشخاص برگزیده

      Idioms

      choose the lesser of two evils

      (در گزینش یکی از دو چیز بد) چیز کم‌زیان‌تر را انتخاب کردن

      little to choose between (or not much to choose between)

      با هم فرق ندارند، مثل هم هستند

      سوال‌های رایج choose

      گذشته‌ی ساده choose چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده choose در زبان انگلیسی chose است.

      شکل سوم choose چی میشه؟

      شکل سوم choose در زبان انگلیسی chosen است.

      وجه وصفی حال choose چی میشه؟

      وجه وصفی حال choose در زبان انگلیسی choosing است.

      سوم‌شخص مفرد choose چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد choose در زبان انگلیسی chooses است.

      ارجاع به لغت choose

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «choose» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/choose

      لغات نزدیک choose

      • - chongqing
      • - choo-choo
      • - choose
      • - choose the lesser of two evils
      • - choose up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.