گذشتهی ساده:
gleanedشکل سوم:
gleanedسومشخص مفرد:
gleansوجه وصفی حال:
gleaningبه دست آوردن، جمعآوری کردن، جمع کردن، کسب کردن (اطلاعات)
She was able to glean a lot of useful information from the online forum.
او توانست اطلاعات مفید زیادی را از انجمن آنلاین به دست آورد.
Students are expected to glean relevant arguments from the assigned readings to support their essay's thesis.
انتظار میرود دانشجویان استدلالهای مرتبط را از متون خواندنی تعیینشده برای حمایت از تز مقالهی خود جمعآوری کنند.
From the provided statistical data, one can glean significant insights into the economic disparities between regions.
از دادههای آماری ارائهشده میتوان بینشهای قابل توجهی در مورد نابرابریهای اقتصادی بین مناطق به دست آورد.
to glean information
کمکم اطلاعات به دست آوردن
gleaning old newspapers for relevant news
از روزنامههای قدیمی اخبار مربوط را کسب کردن
خوشهچینی کردن، بقایای محصولی را جمع کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After the harvest, the gypsies came and gleaned wheat.
بعداز برداشت محصول، کولیها آمدند و بقایای گندم را جمع کردند.
In many agrarian societies, the less fortunate were permitted to glean the fields after the primary harvest.
در بسیاری از جوامع کشاورزی، افراد کمبضاعت اجازه داشتند پساز برداشت اولیهی محصول، مزارع را خوشهچینی کنند.
کلمهی «glean» در زبان فارسی به «خردهچینی»، «گردآوری تدریجی» یا «جمعآوری نکتهها و اطلاعات پراکنده» ترجمه میشود.
این واژه در اصل ریشهای کشاورزی دارد. در گذشته، زمانی که کشاورزان محصول خود را برداشت میکردند، دانهها یا خوشههای کوچکی باقی میماند که دیگران آنها را از زمین جمعآوری میکردند. این عمل را glean مینامیدند. به همین دلیل، معنای اولیهی این واژه به معنای «برداشت باقیماندهها» بود. اما به مرور زمان، کاربرد استعاری آن گسترش یافت و امروزه بیشتر به معنای جمعآوری تدریجی اطلاعات، دانش یا جزئیات از منابع مختلف استفاده میشود.
در دنیای امروز، وقتی گفته میشود کسی چیزی را glean کرده است، منظور این است که او توانسته از میان نشانهها و دادههای پراکنده، نتیجه یا دانشی به دست آورد. برای مثال، پژوهشگران از میان اسناد تاریخی اطلاعاتی را glean میکنند، یا خبرنگاران از صحبتهای پراکنده افراد نکاتی مهم را جمعآوری مینمایند. در این معنا، واژهی glean اشارهای به صبر، دقت و مهارت در یافتن جزئیات دارد.
از نظر فرهنگی، واژهی glean اهمیت ویژهای در ادبیات و هنر دارد. نویسندگان و شاعران از این واژه برای نشاندادن فرآیند درک تدریجی حقیقت یا جمعکردن لحظههای ظریف زندگی بهره بردهاند. به همین دلیل، glean فقط عملی مادی نیست، بلکه میتواند بیانگر یک نوع حساسیت و تیزبینی در مواجهه با جهان باشد. درست مانند کسی که در مزرعه خوشههای باقیمانده را جمع میکند، فردی هم میتواند در زندگی روزمره تکههای خرد از معنا، تجربه یا الهام را گرد آورد.
از منظر اجتماعی، این واژه به ما میآموزد که دانش و حقیقت همیشه به صورت یکباره و کامل در اختیار ما قرار نمیگیرد. گاهی باید با دقت، صبر و استمرار، تکهتکهها را گردآوری کنیم تا به تصویر کامل دست یابیم. درست مانند محققان یا هنرمندانی که از منابع کوچک و پراکنده بهره میگیرند و چیزی بزرگتر و معنادار خلق میکنند.
glean نمادی از توجه به جزئیات و ارزشگذاری بر چیزهای کوچک است. این واژه نشان میدهد که حتی دادههای پراکنده و لحظههای کوچک نیز میتوانند به دانشی عمیق و تجربهای پرارزش تبدیل شوند. همانطور که کشاورز از خوشههای باقیمانده دانهای برای کاشت آینده به دست میآورد، انسان نیز میتواند از خردههای پراکندهی تجربه و دانش، تصویری کاملتر و غنیتر از جهان بسازد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «glean» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/glean