آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ دی ۱۴۰۴

    Gleam

    ɡliːm ɡliːm

    گذشته‌ی ساده:

    gleamed

    شکل سوم:

    gleamed

    سوم‌شخص مفرد:

    gleams

    وجه وصفی حال:

    gleaming

    شکل جمع:

    gleams

    معنی gleam | جمله با gleam

    verb - intransitive

    تابیدن، درخشیدن، برق زدن، سوسو زدن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

    مشاهده

    Towchal lights gleamed from afar.

    چراغ‌های توچال از دور سوسو می‌زد.

    His polished shoes gleamed.

    کفش‌های واکس‌زده‌اش برق می‌زد.

    verb - intransitive

    درخشیدن، برق زدن (چشم)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Seeing the coins, his eyes gleamed.

    از دیدن سکه‌ها چشمانش برق زد.

    His eyes gleamed with curiosity as he examined the strange object.

    وقتی شیء عجیب را بررسی می‌کرد، چشمانش از کنجکاوی درخشید.

    noun singular countable

    درخشش، برق، تابش، نور

    The gleam of the lights reflected in the dark waters of the river.

    درخشش نورها در آب تیره‌ی رودخانه منعکس می‌شد.

    A sudden gleam of metal caught his attention.

    برق ناگهانی فلز، توجه او را جلب کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the gleam of a distant fire

    سوسو زدن یک نور از فاصله‌ی دور

    a gleam of hope

    روزنه‌ای از امید

    a gleam of understanding

    ذره‌ای فهم

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gleam

    1. noun brightness, sparkle
      Synonyms:
      glow beam ray glimmer glint flash sparkle brilliance luster sheen shimmer glance flicker twinkle gloss glim splendor glitz scintillation coruscation
      Antonyms:
      dullness
    1. verb sparkle
      Synonyms:
      shine glow glitter shimmer glimmer flash beam glisten glint flare radiate burn twinkle glister scintillate coruscate
      Antonyms:
      dull

    سوال‌های رایج gleam

    گذشته‌ی ساده gleam چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده gleam در زبان انگلیسی gleamed است.

    شکل سوم gleam چی میشه؟

    شکل سوم gleam در زبان انگلیسی gleamed است.

    وجه وصفی حال gleam چی میشه؟

    وجه وصفی حال gleam در زبان انگلیسی gleaming است.

    سوم‌شخص مفرد gleam چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد gleam در زبان انگلیسی gleams است.

    ارجاع به لغت gleam

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «gleam» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/gleam

    لغات نزدیک gleam

    • - glazing
    • - glazing wheel
    • - gleam
    • - gleamy
    • - glean
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.