آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ خرداد ۱۴۰۳

      Ray

      reɪ reɪ

      گذشته‌ی ساده:

      rayed

      شکل سوم:

      rayed

      سوم‌شخص مفرد:

      rays

      وجه وصفی حال:

      raying

      شکل جمع:

      rays

      معنی ray | جمله با ray

      noun countable B2

      پرتو

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      She aimed the laser pointer's ray at the screen.

      پرتو نشانگر لیزری را به‌سمت صفحه نمایش گرفت.

      The sun's golden ray illuminated the room.

      پرتو طلایی خورشید اتاق را روشن کرد.

      noun countable C2

      مجازی پرتو، ذره، بارقه، کورسو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      In a dark moment, a ray of hope emerged.

      در لحظه‌ای تاریک، پرتو امید پدیدار شد.

      She felt a ray of relief when she heard the good news.

      او با شنیدن این خبر خوب، بارقه‌ای از آرامش را احساس کرد.

      noun countable

      جانورشناسی پرتوماهی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The ray glided through the water.

      پرتوماهی از میان آب عبور کرد.

      The aquarium housed an impressive collection of various ray species.

      این آکواریوم مجموعه‌ای چشمگیر از گونه‌های مختلف پرتوماهی را در خود جای داده بود.

      noun singular

      موسیقی رِ (نت)

      The "ray" falls between the "do" and "mi" notes.

      «رِ» بین نت‌های «دو» و «می» قرار می‌گیرد.

      He played a beautiful "ray" on his flute.

      «رِ»ی زیبایی با فلوتش نواخت.

      noun countable

      هندسه نیم‌خط، خط شعاعی

      She drew a ray.

      نیم‌خط کشید.

      The angle formed between two rays was acute.

      زاویه‌ی تشکیل‌شده بین دو خط شعاعی تند بود.

      noun

      گیاه‌شناسی پرتو (گل)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

      مشاهده

      The daisy had bright yellow rays surrounding its center.

      گل مینا پرتوهای زرد روشنی داشت که مرکز آن را احاطه کرده بود.

      I counted the number of rays on the sunflower's head.

      تعداد پرتوهای روی بالاترین بخش آفتاب‌گردان را شمردم.

      verb - intransitive verb - transitive

      درخشیدن، پرتوافکنی کردن، تشعشع داشتن، پرتو ساطع کردن

      The diamond ring rays in the sunlight.

      حلقه‌ی الماس زیر نور خورشید می‌درخشید.

      The sun began to ray through the clouds.

      خورشید از میان ابرها شروع به پرتوافکنی کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ray

      1. noun beam; indication
        Synonyms:
        light shine gleam spark flash glimmer glint radiance beam blaze glitter sparkle streak stream wave bar patch hint trace indication shaft radiation sunbeam flicker pencil irradiation moonbeam incandescence scintilla blink emanation

      سوال‌های رایج ray

      گذشته‌ی ساده ray چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده ray در زبان انگلیسی rayed است.

      شکل سوم ray چی میشه؟

      شکل سوم ray در زبان انگلیسی rayed است.

      شکل جمع ray چی میشه؟

      شکل جمع ray در زبان انگلیسی rays است.

      وجه وصفی حال ray چی میشه؟

      وجه وصفی حال ray در زبان انگلیسی raying است.

      سوم‌شخص مفرد ray چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد ray در زبان انگلیسی rays است.

      ارجاع به لغت ray

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ray» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ray

      لغات نزدیک ray

      • - rawinsonde
      • - rax
      • - ray
      • - ray flower
      • - ray of sunlight
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.