آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مهر ۱۴۰۴

      Radiance

      ˈreɪdiəns ˈreɪdiəns

      معنی radiance

      noun

      ( radiancy ) شید، تابندگی، تشعشع، درخشندگی، پرتو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد radiance

      1. noun brightness, luminescence
        Synonyms:
        light shine glow gleam luster glitter brilliance luminosity incandescence glare effulgence resplendence
        Antonyms:
        dark dimness dullness cloudiness
      1. noun happiness
        Synonyms:
        pleasure joy delight warmth gaiety rapture
        Antonyms:
        sadness

      سوال‌های رایج radiance

      معنی radiance به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «radiance» در زبان فارسی به معنای «درخشندگی»، «تشعشع»، «تابناکی»، «نورافشانی» یا «شکوه و جلوه» ترجمه می‌شود.

      این واژه به کیفیت یا حالتی اشاره دارد که چیزی یا کسی نور، گرما، انرژی یا زیبایی را از خود ساطع می‌کند. ریشه‌ی آن از radiant گرفته شده است که به معنای «درخشان» یا «تابان» است و پسوند ance- آن را به یک اسم انتزاعی تبدیل می‌کند، یعنی ویژگی یا حالت تابناکی.

      از منظر فیزیکی، «radiance» به میزان نور یا انرژی تابشی که یک سطح یا جسم از خود منتشر می‌کند اشاره دارد. این مفهوم در فیزیک نور، ستاره‌شناسی و علوم مهندسی کاربرد دارد و برای اندازه‌گیری شدت نور و نحوه‌ی انتشار آن اهمیت دارد. برای مثال، خورشید منبعی از radiance است که نور و انرژی فراوان خود را به زمین می‌رساند و زندگی را امکان‌پذیر می‌سازد.

      در زندگی روزمره و هنر، «radiance» اغلب برای توصیف زیبایی، جذابیت و حالت درخشان چهره یا پوست افراد به کار می‌رود. چهره‌ای با radiance، نشان‌دهنده‌ی سلامت، نشاط و انرژی مثبت است و در ادبیات و شعر نیز نماد شادمانی، امید و سرزندگی محسوب می‌شود. به همین دلیل، واژه در حوزه‌های زیبایی، مد و مراقبت از پوست بسیار پرکاربرد است.

      در ادبیات و فلسفه، «radiance» می‌تواند مفهوم استعاری نیز داشته باشد و به تابش درونی، شخصیت برجسته یا روحیه‌ی روشن و مثبت اشاره کند. فردی که radiance دارد، نه تنها از لحاظ ظاهری درخشان است، بلکه وجود او انرژی و الهام‌بخشی به اطرافیان منتقل می‌کند. این استعاره در شعر و داستان‌های کلاسیک و مدرن برای توصیف افرادی با نفوذ و تأثیر مثبت به کار می‌رود.

      «radiance» مفهومی چندوجهی است که هم جنبه‌ی فیزیکی و علمی دارد و هم جنبه‌ی احساسی و زیبایی‌شناختی. این واژه یادآور نوری است که هم محیط را روشن می‌کند و هم در انسان‌ها حس امید، زیبایی و انرژی مثبت ایجاد می‌کند. چه در علم و چه در هنر، radiance نماد نور، تابش و تأثیر مثبت است که از درون یا بیرون ساطع می‌شود.

      ارجاع به لغت radiance

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «radiance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/radiance

      لغات نزدیک radiance

      • - radial symmetry
      • - radian
      • - radiance
      • - radiancy
      • - radiant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.