گذشتهی ساده:
pleasuredشکل سوم:
pleasuredسومشخص مفرد:
pleasuresوجه وصفی حال:
pleasuringشکل جمع:
pleasuresکیف، لذت، خوشی، عیش، شهوترانی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
It gives me great pleasure to have had the opportunity of meeting you.
بسیار خوشحالم که فرصت ملاقات شما را پیدا کردهام.
The pleasures and pains of life
لذتها و دردهای زندگی
The pleasure of his company
لذت مصاحبت با او
The pleasure of seeing one's lost child
لذت دیدار فرزند گمشده
Vacations are supposed to be a pleasure.
قاعدتاً تعطیلات لذتبخش است.
I do pleasure in the flavor of these fruits.
از طعم این میوهها واقعا لذت میبرم.
Do you take pleasure in annoying others?
آیا از اذیت کردن دیگران لذت میبری؟
Give us the pleasure of your company.
با حضور خود ما را مفتخر بفرمایید.
سفر تفریح، سرگرمی (فعالیتهای تفریحی در مقابل کار و مسئولیت)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سفر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
A pleasure trip
مسافرت تفریحی
Are you traveling to New York on business or for pleasure?
آیا برای کار به نیویورک سفر میکنید یا برای تفریح؟
He never mixes business with pleasure, keeping his professional life separate.
او هرگز کار را با تفریح مخلوط نمیکند و زندگی حرفهای خود را مجزا نگه میدارد.
حقوق میل، خواسته (تمایل یا تصمیم یک فرد، معمولا فردی که قدرت دارد)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
You may arrange the furniture according to your own pleasure.
شما میتوانید مبلمان را طبق میل و خواسته خودتان بچینید.
Is it your pleasure to have dinner now?
میل دارید حالا شام صرف بفرمایید؟
I will play piano just to pleasure you.
صرفاً برای خشنود کردن شما پیانو خواهم نواخت.
روانشناسی لذت دادن، ارضا کردن (ایجاد حس لذت به ویژه لذت جنسی در کسی)
The massage was designed to relax and pleasure the client.
آن ماساژ برای آرامش دادن و ایجاد حس خوشایند در مشتری طراحی شده بود.
He was a selfless lover who aimed to pleasure his partner first.
او معشوقی فداکار بود که هدفش ابتدا لذت بخشیدن به شریکش بود.
لذت بردن از
the pleasure of (somebody's) company
افتخار شرفیابی به حضور کسی، مسرت مصاحبت با کسی، افتخار میزبانی کسی
با کمال مسرت، با کمال میل
never mix business with pleasure
کار را با تفریح قاطی نکن، موقع کار کردن کار بکن
گذشتهی ساده pleasure در زبان انگلیسی pleasured است.
شکل سوم pleasure در زبان انگلیسی pleasured است.
شکل جمع pleasure در زبان انگلیسی pleasures است.
وجه وصفی حال pleasure در زبان انگلیسی pleasuring است.
سومشخص مفرد pleasure در زبان انگلیسی pleasures است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pleasure» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pleasure