آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ آذر ۱۴۰۴

      Solace

      ˈsɑːlɪs ˈsɒlɪs ˈsɒlɪs

      معنی solace | جمله با solace

      noun verb - transitive

      تسلیت خاطر، مایه تسلی، آرامش، تسکین، آرام کردن، تسلی دادن، تسلیت گفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      to give solace to one's friend

      به دوست خود دلداری دادن

      to seek solace in company

      از راه مصاحبت دلداری جستن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Books were his only solace.

      کتاب یگانه مایه‌ی تسلی او بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد solace

      1. noun comfort, peace
        Synonyms:
        relief consolation alleviation condolence condolement assuagement pity
        Antonyms:
        disharmony discord
      1. verb give comfort, peace
        Synonyms:
        comfort soothe console cheer alleviate mitigate buck up allay soften condole with upraise
        Antonyms:
        worry upset trouble

      سوال‌های رایج solace

      معنی solace به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی solace در زبان فارسی به صورت «تسلی»، «آرامش خاطر» یا «تسکین» ترجمه می‌شود.

      این واژه به معنای آرامش یافتن، کاهش درد یا غم و یافتن تسکین در مواقع سختی و ناراحتی است. solace معمولاً به احساس یا چیزی گفته می‌شود که به فرد کمک می‌کند از غم، اندوه یا اضطراب رهایی یابد و آرامش نسبی پیدا کند.

      از نظر معنایی، solace می‌تواند به عنوان اسم یا فعل به کار رود. به عنوان اسم، به معنای منبع یا حالت آرامش‌بخش است، و به عنوان فعل، به معنای دادن تسلی و آرامش به کسی می‌باشد. برای مثال، جمله «She found solace in music» به معنی «او در موسیقی آرامش یافت» نمونه‌ای از کاربرد این کلمه است.

      از لحاظ فرهنگی، مفهوم solace بسیار در متون ادبی، شعر و فلسفه برجسته است، زیرا انسان‌ها از دیرباز به دنبال راه‌هایی برای مقابله با دردها و سختی‌های زندگی بوده‌اند. تسلی و آرامش، بخشی از تجربه انسانی است که در موقعیت‌هایی مانند فقدان، شکست، تنهایی یا اضطراب اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

      در روانشناسی و روان‌درمانی، تسلی و آرامش نقش مهمی در فرآیند بهبودی و مدیریت استرس ایفا می‌کنند. افرادی که در شرایط سخت زندگی راه‌هایی برای یافتن solace می‌یابند، بهتر می‌توانند با مشکلات مواجه شده و سلامت روان خود را حفظ کنند.

      از نظر کاربردی، solace می‌تواند در موقعیت‌های مختلف اجتماعی و شخصی به کار رود؛ مثلاً تسلی دادن به یک دوست غمگین، یافتن آرامش در طبیعت یا هنر، یا جستجوی دل‌خوشی در خاطرات خوش گذشته. این واژه بار احساسی قوی دارد و اغلب نشان‌دهنده‌ی امید و توانایی انسان برای مقابله با دشواری‌ها است.

      solace نمایانگر یک نیاز انسانی بنیادین برای آرامش و تسکین در مواجهه با سختی‌ها است و شناخت این واژه به درک بهتر احساسات و تجربیات انسانی کمک می‌کند. کاربرد درست این کلمه می‌تواند در بیان احساسات، نوشته‌های ادبی و گفت‌وگوهای روزمره تأثیرگذار باشد.

      ارجاع به لغت solace

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «solace» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/solace

      لغات نزدیک solace

      • - sol fa
      • - sol-fa
      • - solace
      • - solacement
      • - solacer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.