آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ شهریور ۱۴۰۴

      Niche

      nɪtʃ / / niːʃ niːʃ / / nɪtʃ

      شکل جمع:

      niches

      معنی niche | جمله با niche

      noun countable

      کسب‌وکار جایگاه مناسب، موقعیت ویژه، عرصه‌ی کاری مطلوب، حوزه‌ی اختصاصی موقعیت دل‌خواه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      He soon found his own literary niche.

      او خیلی زود به مقام ادبی سزاوار خود دست یافت.

      She finally found her niche in human resource management.

      او بالاخره جایگاه مناسب خود را در مدیریت منابع انسانی پیدا کرد.

      noun countable

      کسب‌وکار حیطه‌ی خاص، جایگاه ویژه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      The rise of online communities has created a social niche for people with very specific interests.

      رشد جوامع آنلاین، حیطه‌ی اجتماعی خاصی برای افرادی با علایق بسیار ویژه ایجاد کرده است.

      The company's strategy was to target the niche of luxury skincare consumers.

      استراتژی شرکت هدف‌گیری گوشه‌ی بازار مصرف‌کنندگان محصولات مراقبت پوستی لوکس بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The company found a profitable niche in the organic food market.

      شرکت گوشه‌ی سودآوری از بازار غذای ارگانیک را پیدا کرد.

      noun countable C1

      طاقچه، تورفتگی دیوار، فرورفتگی دیوار

      Each niche contained a statue.

      در هر طاقچه یک مجسمه قرار داشت.

      The interior designer suggested creating a niche in the wall to showcase the artwork.

      طراح داخلی پیشنهاد کرد برای جلوه دادن به اثر هنری یک طاقچه در دیوار ساخته شود.

      adjective

      خاص، محدود، ویژه، تخصصی (محدود به عده‌ای)

      The company launched a line of niche products for vegan athletes.

      شرکت، خط تولید محصولات ویژه‌ای برای ورزشکاران گیاه‌خوار راه‌اندازی کرد.

      Niche marketing allows small businesses to compete by targeting very specific customer groups.

      بازاریابی تخصصی به کسب‌وکارهای کوچک اجازه می‌دهد با هدف‌گیری گروه‌های بسیار مشخص از مشتریان، رقابت کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد niche

      1. noun place all one’s own
        Synonyms:
        position place corner hole opening compartment recess slot calling vocation alcove nook cubbyhole pigeonhole hollow indentation cranny byplace

      Collocations

      carve a niche for yourself

      برای خود جایگاهی ایجاد کردن، موقعیتی برای خود دست و پا کردن

      سوال‌های رایج niche

      شکل جمع niche چی میشه؟

      شکل جمع niche در زبان انگلیسی niches است.

      ارجاع به لغت niche

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «niche» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/niche

      لغات نزدیک niche

      • - nicene creed
      • - nicety
      • - niche
      • - niche product
      • - nicholas
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ratbite fever sculpturesque wedded ignominious magnetizing force last name originally pay attention hardwood percent spare part watch TV their quite puerto rico رسومی کفگیر ماه‌گرفتگی ریم‌آهن احسان کردن حفاظت روزت مبارک روزنه ذوق‌زده حشره‌خوار دوجین ستاندن سرانجام سرزنش سرمشق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.