آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Recess

      ˈriːses / / rɪˈses rɪˈses / / ˈriːses

      گذشته‌ی ساده:

      recessed

      شکل سوم:

      recessed

      سوم‌شخص مفرد:

      recesses

      وجه وصفی حال:

      recessing

      شکل جمع:

      recesses

      معنی recess | جمله با recess

      noun verb - transitive adverb

      عقب‌نشینی، پس‌زنی، پس‌رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتی، تنفس، گوشه، کنار، پستی، تورفتگی، موقتاً تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصی گرفتن، تنفس کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      We placed the piano in the recess of the wall.

      پیانو را در تورفتگی دیوار قرار دادیم.

      a large recess in the steep rock

      شکافی بزرگ در صخره‌ی پرشیب

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a book that illuminates the recesses of British history

      کتابی که گوشه‌های تاریک تاریخ انگلستان را روشن می‌کند

      to reveal the hidden recesses of the human mind

      گوشه‌های پنهان مغز بشر را هویدا کردن

      a thought that is still lurking in the recesses of his subconscious

      اندیشه‌ای که هنوز در اعماق ضمیر ناخودآگاه او کمین کرده است

      summer recess

      تعطیلات تابستان

      recessed light fixtures

      چراغ‌های توکار (نهان‌شده در دیوار)

      The judge recessed the court for lunch.

      قاضی برای ناهار به دادگاه تنفس داد.

      Peace talks were recessed until next week.

      مذاکرات صلح تا هفته آینده تعطیل شد.

      The school will be in recess for three weeks.

      مدرسه سه هفته تعطیل خواهد بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد recess

      1. noun niche, corner
        Synonyms:
        corner nook alcove bay cavity hole socket cell cubicle depression indentation retreat break opening mouth angle fork slot carrel closet cove crypt dent embrasure apse oriel ambush cranny hiding place penetralia heart depths reaches secret place crutch
      1. noun break, interval in action
        Synonyms:
        pause rest intermission interval hiatus lull respite cessation downtime holiday vacation stop halt suspension cutoff layoff interlude time-out breather letup closure break-off coffee break ten happy hour breathing spell interregnum
        Antonyms:
        continuation
      1. verb stop action
        Synonyms:
        stop terminate break off break up drop dissolve adjourn sideline put on hold call time take a break take a breather take five take ten rise pigeonhole prorogue prorogate shake drop it
        Antonyms:
        continue

      Collocations

      in recess

      (درحال) تعطیل، در فترت، (در) فرویش

      سوال‌های رایج recess

      گذشته‌ی ساده recess چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده recess در زبان انگلیسی recessed است.

      شکل سوم recess چی میشه؟

      شکل سوم recess در زبان انگلیسی recessed است.

      شکل جمع recess چی میشه؟

      شکل جمع recess در زبان انگلیسی recesses است.

      وجه وصفی حال recess چی میشه؟

      وجه وصفی حال recess در زبان انگلیسی recessing است.

      سوم‌شخص مفرد recess چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد recess در زبان انگلیسی recesses است.

      ارجاع به لغت recess

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «recess» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/recess

      لغات نزدیک recess

      • - receptivity
      • - receptor
      • - recess
      • - recession
      • - recessional
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      handle a competition handle a difficult situation hematein gulosity guayaquil greenskeeper traffic plow back in bowing attraction pescatarian Silicon Valley pestilence pharmacology phonics بوف بی انرژی بی سر و صدا بیشتر اوقات بیمه کردن بیمه نامه بی آبی بی‌ادب بی دقت بی دقتی بی‌رحم بی‌هویت تابیدن تاکید کردن تاکستان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.