آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ مرداد ۱۴۰۴

      Respite

      ˈrespaɪt ˈrespɪt / / -paɪt

      معنی respite | جمله با respite

      noun verb - transitive

      مهلت، فرجه، امان، استراحت، تمدید مدت، رخصت، فرجه دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      He was granted a respite.

      اعدام او را عقب انداختند.

      a short respite

      یک تنفس (استراحت) کوتاه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      work without respite

      کار بدون وقفه

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد respite

      1. noun pause, suspension in activity
        Synonyms:
        break rest interval intermission delay cessation halt lull stay recess time time out suspension interruption moratorium reprieve adjournment postponement deferment letup hiatus downtime layoff truce relaxation relief ease breather breathing space leisure coffee break ten five acquittal release discharge forgiveness pardon deliverance exculpation immunity deadlock protraction breath stop interregnum
        Antonyms:
        continuation

      سوال‌های رایج respite

      معنی respite به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «respite» در زبان فارسی به «فرجه» یا «استراحت کوتاه» ترجمه می‌شود.

      «Respite» به معنای وقفه یا توقف موقت در انجام کاری سخت، دشوار یا طاقت‌فرسا است که به افراد امکان می‌دهد کمی استراحت کنند، انرژی خود را بازیابند و برای ادامه‌ی فعالیت آماده شوند. برای مثال، جمله‌ی «The weekend provided a welcome respite from work» به معنای «آخر هفته فرصتی برای استراحت خوشایند از کار فراهم کرد» نشان می‌دهد که شخص توانسته است مدتی از فشارها و مسئولیت‌ها فاصله بگیرد و آرامش پیدا کند.

      از نظر کاربردی، «respite» می‌تواند در زندگی روزمره، محیط کاری، مراقبت‌های پزشکی و متون ادبی به کار رود. در محیط کاری، استراحت کوتاه یا وقفه در پروژه‌ها به کارکنان کمک می‌کند تا بازدهی خود را حفظ کنند و از فرسودگی روانی جلوگیری شود. در مراقبت‌های پزشکی یا شرایط بحرانی، respite می‌تواند به معنای فرصتی برای استراحت و بازسازی جسمی و روحی بیماران یا مراقبان باشد.

      از نظر دستوری، «respite» یک اسم (noun) است که به وقفه یا زمان موقتی اشاره می‌کند. این واژه اغلب با افعال «take» یا «provide» همراه می‌شود، مانند «take a respite» یا «provide respite»، و نقش قوی در توصیف وقفه‌های کوتاه و مفید دارد.

      در ادبیات و هنر، «respite» گاهی به‌صورت استعاری برای بیان آرامش موقت، فاصله گرفتن از فشارها یا تغییر حال و هوا استفاده می‌شود. نویسندگان با بهره‌گیری از این واژه می‌توانند لحظات سکوت، آرامش یا تغییرات گذرا در زندگی شخصیت‌ها را توصیف کنند و به روایت عمق بیشتری ببخشند.

      «respite» واژه‌ای کاربردی و چندوجهی است که هم در زندگی روزمره و حرفه‌ای برای بیان استراحت موقت به کار می‌رود و هم در ادبیات و هنر برای انتقال لحظات آرامش و فاصله گرفتن از فشارها کاربرد دارد. شناخت دقیق این واژه توانایی بیان وقفه‌های مفید و توصیف احساسات مرتبط با آرامش و بازیابی انرژی را در زبان انگلیسی تقویت می‌کند.

      ارجاع به لغت respite

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «respite» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/respite

      لغات نزدیک respite

      • - respiratory system
      • - respire
      • - respite
      • - resplendence
      • - resplendency
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.