آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Pardon

      ˈpɑːrdn ˈpɑːdn

      گذشته‌ی ساده:

      pardoned

      شکل سوم:

      pardoned

      سوم‌شخص مفرد:

      pardons

      وجه وصفی حال:

      pardoning

      شکل جمع:

      pardons

      معنی pardon | جمله با pardon

      verb - transitive A2

      بخشیدن، عفو کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      Malekshah pardoned the prisoners.

      ملکشاه زندانیان را بخشید.

      noun countable

      بخشش، پوزش، آمرزش، گذشت، عفو، مغفرت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      She was granted a pardon.

      او مورد عفو قرار گرفت.

      We asked their pardon for having made too much noise.

      از اینکه خیلی سروصدا کرده بودیم از آن‌ها پوزش خواستیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She wrote a letter to the queen asking for a pardon for her son.

      او به ملکه نامه نوشت و برای پسرش درخواست عفو کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pardon

      1. noun forgiveness
        Synonyms:
        mercy grace absolution remission excuse release condonation forbearance clemency amnesty acquittal exoneration vindication discharge justification indulgence indemnity freeing conciliation reprieve kindness allowance commute indemnification anchor lifeboat lifesaver
        Antonyms:
        punishment penalty condemnation chastisement damning ostracization
      1. verb forgive
        Synonyms:
        excuse condone absolve acquit release free clear discharge exonerate liberate overlook tolerate remit justify amnesty let off reprieve bury the hatchet write off wipe slate clean blink at wink at give absolution grant amnesty let off easy suspend charges rescue spring accept lifeboat exculpate
        Antonyms:
        punish condemn penalize chastise damn ostracize

      سوال‌های رایج pardon

      گذشته‌ی ساده pardon چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pardon در زبان انگلیسی pardoned است.

      شکل سوم pardon چی میشه؟

      شکل سوم pardon در زبان انگلیسی pardoned است.

      شکل جمع pardon چی میشه؟

      شکل جمع pardon در زبان انگلیسی pardons است.

      وجه وصفی حال pardon چی میشه؟

      وجه وصفی حال pardon در زبان انگلیسی pardoning است.

      سوم‌شخص مفرد pardon چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pardon در زبان انگلیسی pardons است.

      ارجاع به لغت pardon

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pardon» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pardon

      لغات نزدیک pardon

      • - pardie
      • - pardner
      • - pardon
      • - pardonable
      • - pardoner
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.