آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

      Punish

      ˈpʌnɪʃ ˈpʌnɪʃ

      گذشته‌ی ساده:

      punished

      شکل سوم:

      punished

      سوم‌شخص مفرد:

      punishes

      وجه وصفی حال:

      punishing

      معنی punish | جمله با punish

      verb - intransitive verb - transitive B1

      تنبیه کردن، مجازات کردن، ادب کردن، گوشمالی دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The teacher had to punish the student for cheating on the test.

      معلم مجبور شد دانش آموز را به‌خاطر تقلب در امتحان تنبیه کند.

      Societies often implement various mechanisms to punish individuals who violate established laws and norms.

      جوامع اغلب سازوکارهای مختلفی را برای گوشمالی دادن به افرادی که قوانین و هنجارهای وضع‌شده را نقض می‌کنند، به کار می‌گیرند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The father punished his children.

      پدر فرزندانش را ادب کرد.

      the punishing rays of the sun

      اشعه‌ی آزار‌دهنده‌ی خورشید

      verb - transitive B2

      حقوق ‫مجازات کردن‬، جریمه کردن، تنبیه کردن، کیفر دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده

      If you break the rules, they will punish you.

      اگر قوانین را زیر پا بگذاری، تو را مجازات خواهند کرد.

      The legal system aims not only to punish offenders but also to rehabilitate them for reintegration into society.

      سیستم حقوقی نه‌تنها هدفش مجازات مجرمان است، بلکه بازپروری آن‌ها برای بازگشت به جامعه نیز هست.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The research suggests that societies that punish environmental offenders more severely tend to have better ecological outcomes.

      تحقیقات نشان می‌دهد جوامعی که متخلفان محیط‌زیست را سخت‌تر تنبیه می‌کنند، نتایج زیست‌محیطی بهتری دارند.

      to punish a murderer by hanging

      آدم‌کش را با دار مجازات کردن

      verb - transitive C1

      ‫بدرفتاری‬ کردن

      He would often punish his old car by driving it through rough terrain at high speeds.

      او اغلب با رانندگی پرسرعت در زمین‌های ناهموار، با ماشین قدیمی‌اش بدرفتاری می‌کرد.

      The coach decided to punish the team for their lack of effort during practice.

      مربی تصمیم گرفت با تیم به‌خاطر کم‌کاری‌شان در تمرین بدرفتاری‬ کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد punish

      1. verb penalize for wrongdoing
        Synonyms:
        discipline correct chastise penalize beat sentence fine lecture reprove chasten flog whip hurt harm abuse maltreat injure oppress dismiss expel blacklist execute batter beat up crack down on rough up teach a lesson give a going over throw the book at slap wrist attend to train paddle castigate misuse scourge knock about give the works cuff switch spank rap knuckles debar exile immure incarcerate do in defrock
        Antonyms:
        reward praise protect exonerate let go

      لغات هم‌خانواده punish

      noun
      punishment
      adjective
      punishable, punishing, unpunished, punitive
      verb - transitive
      punish

      سوال‌های رایج punish

      گذشته‌ی ساده punish چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده punish در زبان انگلیسی punished است.

      شکل سوم punish چی میشه؟

      شکل سوم punish در زبان انگلیسی punished است.

      وجه وصفی حال punish چی میشه؟

      وجه وصفی حال punish در زبان انگلیسی punishing است.

      سوم‌شخص مفرد punish چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد punish در زبان انگلیسی punishes است.

      ارجاع به لغت punish

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «punish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/punish

      لغات نزدیک punish

      • - punic wars
      • - puniness
      • - punish
      • - punishability
      • - punishable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.