آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Sentence

      ˈsentns ˈsentns

      گذشته‌ی ساده:

      sentenced

      شکل سوم:

      sentenced

      سوم‌شخص مفرد:

      sentences

      وجه وصفی حال:

      sentencing

      شکل جمع:

      sentences

      معنی sentence | جمله با sentence

      noun countable A1

      جمله، گفته

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      A sentence usually begins with a capital letter and ends with a period.

      معمولاً جمله با حرف بزرگ آغاز و با نقطه تمام می‌شود.

      an interrogative sentence

      جمله‌ی استفهامی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a complex sentence

      جمله‌ی مرکب

      noun countable

      حکم، فتوی، رأی، قضاوت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The sentence was ten years and a heavy fine.

      حکم دادگاه مبنی بود بر ده سال حبس و جریمه‌ی سنگین.

      a sentence of not guilty

      حکم برائت

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The court's sentence was announced.

      حکم دادگاه اعلام شد.

      verb - transitive countable

      حکم دادن، رای دادن، محکوم کردن

      He was sentenced to five years in prison.

      به پنج سال زندان محکوم شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sentence

      1. noun punishing decree
        Synonyms:
        punishment penalty order ruling verdict judgment condemnation censure edict dictum pronouncement doom decision determination considered opinion term time stretch sending up the river rap knock jolt hitch trick getup fall sleep vacation clock book
        Antonyms:
        charge accusation
      1. verb decide punishment
        Synonyms:
        punish judge penalize condemn convict imprison jail confine incarcerate doom adjudge adjudicate mete out pass judgment rule settle blame denounce ordain put away damn proscribe send to prison devote impound railroad throw the book at send up the river put on ice take the fall
        Antonyms:
        blame accuse charge

      Collocations

      death sentence

      حکم اعدام

      pass (or pronounce) sentence (on someone)

      (درباره‌ی کسی) حکم صادر کردن

      سوال‌های رایج sentence

      گذشته‌ی ساده sentence چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sentence در زبان انگلیسی sentenced است.

      شکل سوم sentence چی میشه؟

      شکل سوم sentence در زبان انگلیسی sentenced است.

      شکل جمع sentence چی میشه؟

      شکل جمع sentence در زبان انگلیسی sentences است.

      وجه وصفی حال sentence چی میشه؟

      وجه وصفی حال sentence در زبان انگلیسی sentencing است.

      سوم‌شخص مفرد sentence چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sentence در زبان انگلیسی sentences است.

      ارجاع به لغت sentence

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sentence» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sentence

      لغات نزدیک sentence

      • - sensuous
      • - sent
      • - sentence
      • - sentence fragment
      • - sentence stress
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.