آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ آذر ۱۴۰۲

    Ordain

    ɔːrˈdeɪn ɔːˈdeɪn

    گذشته‌ی ساده:

    ordained

    شکل سوم:

    ordained

    سوم‌شخص مفرد:

    ordains

    وجه وصفی حال:

    ordaining

    معنی ordain | جمله با ordain

    verb - transitive

    منصوب کردن، گماشتن

    He was ordained a priest last year.

    پارسال به کشیشی منصوب شد.

    an ordained minister

    کشیشی منصوب‌شده

    verb - intransitive verb - transitive

    ترتیب دادن، مقدر کردن، وضع کردن، امر کردن، فرمان دادن، سامان دادن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The plan was ordained by the government.

    آن برنامه توسط دولت مقرر شده بود.

    a parliament-ordained law

    قانون وضع‌شده توسط پارلمان

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The end of each of us is ordained by God.

    عاقبت هریک از ما را خدا مقدر کرده است.

    Fate had ordained thus.

    سرنوشت چنین مقدر کرده بود.

    a boy not yet fit to ordain his life

    پسری که هنوز نمی‌تواند زندگی خود را سامان بدهد

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ordain

    1. verb establish, install
      Synonyms:
      institute fix set appoint nominate elect delegate decree order prescribe dictate enact rule constitute commission impose invest consecrate anoint bless call destine pronounce lay down the law deal deal with will frock put foot down walk heavy
      Antonyms:
      cancel disallow retract void

    سوال‌های رایج ordain

    گذشته‌ی ساده ordain چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده ordain در زبان انگلیسی ordained است.

    شکل سوم ordain چی میشه؟

    شکل سوم ordain در زبان انگلیسی ordained است.

    وجه وصفی حال ordain چی میشه؟

    وجه وصفی حال ordain در زبان انگلیسی ordaining است.

    سوم‌شخص مفرد ordain چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد ordain در زبان انگلیسی ordains است.

    ارجاع به لغت ordain

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ordain» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ordain

    لغات نزدیک ordain

    • - orcus
    • - ord
    • - ordain
    • - ordeal
    • - order
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    critically cumin curettage curl up customs cut through functionality cuticle in respect of cutie Cyrus dawg in addition light switch like flipping a light switch الم امت امتیاز دیکشنری آلمانی ذخیره خال گوشتی خاموش خاموش کردن خاک بر سرت! خبر خجالت‌آور خجالت‌زده خجالت کشیدن خدا رحم کند!
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.