آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Commission

      kəˈmɪʃn kəˈmɪʃn

      گذشته‌ی ساده:

      commissioned

      شکل سوم:

      commissioned

      سوم‌شخص مفرد:

      commissions

      وجه وصفی حال:

      commissioning

      شکل جمع:

      commissions

      معنی commission | جمله با commission

      noun B2

      هیئت (رسیدگی)، کارمزد، راه‌اندازی، مأموریت، نمایندگی، وکالت، اختیار، تکلیف، وظیفه، سفارش

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      He had received the commission to build a new bridge over the river

      او مأموریت یافته بود که روی رودخانه پل بسازد

      The commission for the new theatre was given to a well-known architect

      سفارش تماشاخانه‌ی جدید به معماری معروف داده شده بود

      noun

      تفویض، انتصاب، تصدی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی
      noun

      هیئت، کمیسیون، کمیته

      noun

      حکم، فرمان، دست خط، امریه، اجازه‌ی کتبی، مجوز

      noun

      (رسمی) (جرم، جنایت) ارتکاب، اقدام

      noun

      (بازرگانی) حق‌العمل، (حق) دلالی، کارمزد، کمیسیون

      noun

      (کشتی) تجهیزات، ساز و برگ

      noun

      (نظامی) درجه، رتبه

      verb - transitive

      مأموریت دادن، وکالت دادن، نمایندگی دادن، اختیار دادن

      verb - transitive

      (کتاب، اثر هنری) سفارش دادن

      verb - transitive

      درجه افسری دادن به

      get one's commission

      (نظامی) حکم افسری گرفتن

      verb - transitive

      (کشتی) به‌کار انداختن، راه انداختن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد commission

      1. noun task, duty
        Synonyms:
        work duty task obligation function employment office charge mission errand mandate trust delegation appointment authority agency permit warrant diploma certificate instruction deputation legation embassy brevet power of attorney proxy consignment
      1. noun share of a profit
        Synonyms:
        share piece cut percentage payment compensation fee salary bonus allowance stipend remuneration discount royalty taste bite chunk juice ante end piece of the action rake-off brokerage factorage indemnity vigorish pay
      1. noun group working together toward goal
        Synonyms:
        committee group delegation board representative commissioners deputation
      1. verb authorize or delegate task
        Synonyms:
        assign authorize order name appoint delegate employ enable engage entrust send command charge dispatch instruct nominate bid commit hire select empower depute deputize license induct enlist enroll invest ordain constitute consign accredit confide to bespeak contract inaugurate crown
        Antonyms:
        unauthorize retract

      سوال‌های رایج commission

      گذشته‌ی ساده commission چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده commission در زبان انگلیسی commissioned است.

      شکل سوم commission چی میشه؟

      شکل سوم commission در زبان انگلیسی commissioned است.

      شکل جمع commission چی میشه؟

      شکل جمع commission در زبان انگلیسی commissions است.

      وجه وصفی حال commission چی میشه؟

      وجه وصفی حال commission در زبان انگلیسی commissioning است.

      سوم‌شخص مفرد commission چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد commission در زبان انگلیسی commissions است.

      ارجاع به لغت commission

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «commission» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/commission

      لغات نزدیک commission

      • - commissariat
      • - commissary
      • - commission
      • - commission house
      • - commission merchant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      apo be bin cath pachuco chrono- cis co-op retina plan hydroxy icosi- il imino infra سماط سوهان خوش‌سازمان داروی هوش‌بری در چنگال درم‌سرا دره‌گذر دسی‌لیتر دل‌شادی دی‌اکسید دیدافزار رطوبت‌سنج رقص‌آرایی رنگ‌رفتگی رویداد ساختگی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.