آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Commission

      kəˈmɪʃn kəˈmɪʃn

      گذشته‌ی ساده:

      commissioned

      شکل سوم:

      commissioned

      سوم‌شخص مفرد:

      commissions

      وجه وصفی حال:

      commissioning

      شکل جمع:

      commissions

      معنی commission | جمله با commission

      noun B2

      هیئت (رسیدگی)، کارمزد، راه‌اندازی، مأموریت، نمایندگی، وکالت، اختیار، تکلیف، وظیفه، سفارش

      He had received the commission to build a new bridge over the river

      او مأموریت یافته بود که روی رودخانه پل بسازد

      The commission for the new theatre was given to a well-known architect

      سفارش تماشاخانه‌ی جدید به معماری معروف داده شده بود

      noun

      تفویض، انتصاب، تصدی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      noun

      هیئت، کمیسیون، کمیته

      noun

      حکم، فرمان، دست خط، امریه، اجازه‌ی کتبی، مجوز

      noun

      (رسمی) (جرم، جنایت) ارتکاب، اقدام

      noun

      (بازرگانی) حق‌العمل، (حق) دلالی، کارمزد، کمیسیون

      noun

      (کشتی) تجهیزات، ساز و برگ

      noun

      (نظامی) درجه، رتبه

      verb - transitive

      مأموریت دادن، وکالت دادن، نمایندگی دادن، اختیار دادن

      verb - transitive

      (کتاب، اثر هنری) سفارش دادن

      verb - transitive

      درجه افسری دادن به

      get one's commission

      (نظامی) حکم افسری گرفتن

      verb - transitive

      (کشتی) به‌کار انداختن، راه انداختن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد commission

      1. noun task, duty
        Synonyms:
        work duty task obligation function employment office charge mission errand mandate trust delegation appointment authority agency permit warrant diploma certificate instruction deputation legation embassy brevet power of attorney proxy consignment
      1. noun share of a profit
        Synonyms:
        share piece cut percentage payment compensation fee salary bonus allowance stipend remuneration discount royalty taste bite chunk juice ante end piece of the action rake-off brokerage factorage indemnity vigorish pay
      1. noun group working together toward goal
        Synonyms:
        committee group delegation board representative commissioners deputation
      1. verb authorize or delegate task
        Synonyms:
        assign authorize order name appoint delegate employ enable engage entrust send command charge dispatch instruct nominate bid commit hire select empower depute deputize license induct enlist enroll invest ordain constitute consign accredit confide to bespeak contract inaugurate crown
        Antonyms:
        unauthorize retract

      سوال‌های رایج commission

      گذشته‌ی ساده commission چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده commission در زبان انگلیسی commissioned است.

      شکل سوم commission چی میشه؟

      شکل سوم commission در زبان انگلیسی commissioned است.

      شکل جمع commission چی میشه؟

      شکل جمع commission در زبان انگلیسی commissions است.

      وجه وصفی حال commission چی میشه؟

      وجه وصفی حال commission در زبان انگلیسی commissioning است.

      سوم‌شخص مفرد commission چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد commission در زبان انگلیسی commissions است.

      ارجاع به لغت commission

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «commission» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/commission

      لغات نزدیک commission

      • - commissariat
      • - commissary
      • - commission
      • - commission house
      • - commission merchant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.