شکل جمع:
delegationsهیئت نمایندگی، نمایندگان، اعضای هیئت، کارگروه منتخب
The Iranian delegation arrived yesterday.
هیئت نمایندگی ایران دیروز وارد شد.
Also, an economic delegation was sent to Egypt.
یک هیئت اقتصادی نیز به مصر گسیل شد.
تفویض اختیار، واگذاری مسئولیت، واگذاری وظیفه، محول کردن کار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Effective delegation allows leaders to focus on strategic tasks.
واگذاری مؤثر مسئولیت، به رهبران اجازه میدهد روی وظایف استراتژیک تمرکز کنند.
She believes in delegation and trusts her team to handle important projects.
او به واگذاری وظیفه معتقد است و به اعضای تیمش اعتماد دارد تا پروژههای مهم را انجام دهند.
the delegation of power to each of the military commanders
تفویض اختیارات به هر یک از فرماندهان نظامی
شکل جمع delegation در زبان انگلیسی delegations است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «delegation» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/delegation