فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Authorization

ˌɑːθərəˈzeɪʃn ˌɔːθəraɪˈzeɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    authorizations

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    اجازه، اختیار
    • - We couldn't even send a cable without government authorization.
    • - بدون اجازه‌ی دولت حتی نمی‌توانستیم تلگراف بفرستیم.
    • - May I see your authorization for this?
    • - آیا ممکن است مجوز قانونی خود را برای این کار ارائه دهید؟
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد authorization

  1. noun permission
    Synonyms: sanction, signature, support, authority, say so, green light, approval, endorsement

لغات هم‌خانواده authorization

ارجاع به لغت authorization

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «authorization» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/authorization

لغات نزدیک authorization

پیشنهاد بهبود معانی