آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۴

    Authoritatively

    əˈθɔːr.ə.t̬ə.t̬ɪv.li ɔːˈθɒr.ɪ.tə.tɪv.li

    معنی authoritatively

    adverb

    بااطمینان و قاطعیت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد authoritatively

    1. adverb in an authoritative and magisterial manner
      Synonyms:
      magisterially

    لغات هم‌خانواده authoritatively

    noun
    authority, authorization, authoritarian, authoritarianism
    adjective
    authoritarian, authoritative, authorized
    verb - transitive
    authorize
    adverb
    authoritatively

    سوال‌های رایج authoritatively

    معنی authoritatively به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «Authoritatively» در زبان فارسی به «با اقتدار» یا «به‌صورت مستند و قاطع» ترجمه می‌شود.

    «Authoritatively» به نحوه‌ای از بیان یا عمل اشاره دارد که نشان‌دهنده‌ی قدرت، اطمینان و تخصص است و معمولاً مخاطب را به پذیرش اطلاعات یا دستورالعمل‌ها ترغیب می‌کند. وقتی کسی مطلبی را «authoritatively» بیان می‌کند، لحن او اعتماد به نفس، دانش و قدرت قضاوت را منتقل می‌کند، طوری که شنونده به درستی یا صحت گفته‌های او اطمینان پیدا می‌کند. این واژه در سخنرانی‌ها، آموزش، مشاوره و محیط‌های حرفه‌ای کاربرد فراوان دارد.

    از نظر روان‌شناختی، بیان «authoritatively» تأثیر مهمی بر ادراک و رفتار دیگران دارد. افراد معمولاً به کسانی که با اقتدار صحبت می‌کنند اعتماد می‌کنند و تمایل دارند از راهنمایی‌ها یا دستورالعمل‌های آن‌ها پیروی کنند. این ویژگی می‌تواند در مدیریت، تدریس و روابط حرفه‌ای به ایجاد نظم، هدایت مؤثر و انتقال دانش کمک کند. به همین دلیل، لحن و نحوه بیان یک پیام اغلب اهمیت زیادی دارد و بیان اقتدارآمیز می‌تواند تأثیرگذاری پیام را چند برابر کند.

    در کاربردهای روزمره و حرفه‌ای، «authoritatively» ممکن است در توصیف سبک نوشتار، صحبت یا تصمیم‌گیری افراد به کار رود. برای مثال، نویسنده‌ای که مقاله‌ای علمی را با استناد به منابع معتبر و با قطعیت بیان می‌کند، به‌صورت «authoritatively» نوشته است. همچنین، در محیط کاری، مدیر یا مربی‌ای که دستورالعمل‌ها را واضح و با اعتماد به نفس ارائه می‌دهد، به شکلی «authoritatively» عمل می‌کند.

    از منظر فرهنگی و اجتماعی، رفتار یا بیان «authoritatively» نشان‌دهنده‌ی احترام به دانش و تجربه است. این واژه یادآور این نکته است که اطلاعات یا دستورات باید با پشتوانهٔ علمی، تجربه یا تحلیل دقیق ارائه شوند تا اعتبار و تأثیر لازم را داشته باشند. در بسیاری از جوامع، توانایی ارائهٔ نظر یا دستور با اقتدار، نشانه‌ی شایستگی و اعتماد دیگران به فرد است.

    «authoritatively» مفهومی است که ترکیبی از دانش، اعتمادبه‌نفس و قدرت بیان را منتقل می‌کند. این واژه نشان می‌دهد که لحن و نحوه ارائهٔ اطلاعات می‌تواند به اندازهٔ خود اطلاعات مهم باشد و بیان اقتدارآمیز نه تنها باعث انتقال مؤثر پیام می‌شود، بلکه به ایجاد اعتماد و تأثیرگذاری بلندمدت نیز کمک می‌کند.

    ارجاع به لغت authoritatively

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «authoritatively» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/authoritatively

    لغات نزدیک authoritatively

    • - authoritarianism
    • - authoritative
    • - authoritatively
    • - authority
    • - authorization
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.