آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ بهمن ۱۴۰۴

      Endorsement

      ɪnˈdɔːrsmənt ɪnˈdɔːsmənt

      شکل جمع:

      endorsements

      معنی endorsement | جمله با endorsement

      noun countable uncountable B2

      حقوق سیاست حمایت، پشتیبانی، تأیید رسمی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The politician’s endorsement significantly influenced voters’ opinions during the election campaign.

      حمایت رسمی آن سیاستمدار به طور قابل توجهی نظر رای‌دهندگان را در طول کمپین انتخاباتی تحت تأثیر قرار داد.

      His endorsement of the labour party candidate was unexpected.

      اعلام پشتیبانی او از نامزد حزب کارگر غیرمنتظره بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The celebrity’s endorsement helped boost the sales of the new product.

      حمایت رسمی آن سلبریتی به افزایش فروش محصول جدید کمک کرد.

      noun countable uncountable C1

      انگلیسی آمریکایی اقتصاد کسب‌وکار پشت‌نویسی، ظهر‌نویسی، امضا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      You need to get the endorsement on the back of the check before you can deposit it.

      قبل از اینکه بتوانید چک را واریز کنید، باید امضا (تأیید) پشت چک را بگیرید.

      Make sure to sign the endorsement carefully to avoid any issues when cashing the check.

      مطمئن شوید که امضای پشت چک را با دقت بزنید تا هنگام نقد کردن چک مشکلی پیش نیاید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the endorsement of a check

      امضای پشت چک، پشت‌نویسی چک

      noun countable B2

      انگلیسی بریتانیایی راهنمایی و رانندگی نمره منفی (یک علامت یا ثبت رسمی روی گواهینامه رانندگی که نشان می‌دهد راننده به دلیل نقض قوانین رانندگی مجرم شناخته شده است)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی راهنمایی و رانندگی

      مشاهده

      He received an endorsement on his driving licence for speeding.

      او به دلیل سرعت غیرمجاز، یک نمره منفی روی گواهینامه‌اش دریافت کرد.

      Accumulating too many endorsements can lead to the suspension of your driving licence.

      جمع شدن تعداد زیادی ثبت تخلف می‌تواند منجر به تعلیق گواهینامه رانندگی شما شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد endorsement

      1. noun support, authorization
        Synonyms:
        approval permission authorization backing recommendation ratification confirmation sanction warrant the nod go-ahead okay green light favor fiat seal of approval qualification signature countersignature superscription subscription to approbation advocacy championing pat on back stroke hubba-hubba commercial
        Antonyms:
        disapproval rejection opposition censure
      1. noun the approving of an action, especially when done by one in authority
        Synonyms:
        indorsement allowance approbation approval authorization consent leave license permission permit sanction ok
      1. noun authorization
        Synonyms:
        sanction countenance indorsement warrant imprimatur
        Antonyms:
        opposition rejection censure disapproval refusal
      1. noun an indication of commendation or approval
        Synonyms:
        support backing indorsement sanction acceptance signature amendment approbation recommendation second fiat okay approval ratification secondment rider blurb

      Collocations

      celebrity endorsement

      تایید (تبلیغ) توسط یک فرد مشهور

      سوال‌های رایج endorsement

      شکل جمع endorsement چی میشه؟

      شکل جمع endorsement در زبان انگلیسی endorsements است.

      ارجاع به لغت endorsement

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «endorsement» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/endorsement

      لغات نزدیک endorsement

      • - endorse
      • - endorsee
      • - endorsement
      • - endoscope
      • - endoskeleton
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.