فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Amendment

əˈmendmənt əˈmendmənt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    amendments

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable uncountable C2
    ترمیم
  • noun countable uncountable
    حقوق اصلاح، تصحیح، پیشنهاد اصلاحی نماینده مجلس نسبت به لایحه یا طرح قانونی
    • - She made a few amendments to the letter before signing it.
    • - قبل از امضا نامه را در چند جا اصلاح کرد.
    • - Her arrest violated the first amendment to the constitution.
    • - توقیف او مغایر با ماده‌ی الحاقیه‌ی اول قانون اساسی بود.
    • - The amendment was tabled.
    • - (شور درباره‌ی) پیشنهاد اصلاحی به بعد موکول شد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد amendment

  1. noun correction, improvement
    Synonyms: alteration, amelioration, betterment, change, correction, enhancement, improvement, mending, modification, rectification, reform, reformation, remedy, repair, revision
    Antonyms: worsening
  2. noun addition to a document
    Synonyms: act, addendum, adjunct, alteration, attachment, bill, clarification, clause, codicil, measure, modification, motion, revision, rider, suggestion, supplement

لغات هم‌خانواده amendment

  • noun
    amendment
  • verb - transitive
    amend

ارجاع به لغت amendment

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «amendment» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/amendment

لغات نزدیک amendment

پیشنهاد بهبود معانی