آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ مهر ۱۴۰۴

      Bill

      bɪl bɪl

      گذشته‌ی ساده:

      billed

      شکل سوم:

      billed

      سوم‌شخص مفرد:

      bills

      وجه وصفی حال:

      billing

      شکل جمع:

      bills

      معنی bill | جمله با bill

      noun singular countable A2

      قبض، صورت‌حساب، فاکتور، حساب

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      Take all you want and we will bill you later.

      هرچه می‌خواهید بردارید، بعداً صورت‌حسابش را برایتان می‌فرستیم.

      How much is our bill?

      (صورت) حساب ما چقدر است؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      electricity bill

      قبض برق

      a restaurant bill

      صورتحساب رستوران

      discounted bill

      سفته یا برات نزول شده

      clean bill

      برات بدون ضمیمه

      credit bill

      برات اعتباری

      noun countable

      سیاست لایحه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The government's new bill was submitted to the parliament.

      لایحه‌ی جدید دولت تقدیم مجلس شد.

      The bill faced strong opposition from several political parties.

      این لایحه با مخالفت شدید چند حزب سیاسی روبه‌رو شد.

      noun countable B1

      انگلیسی آمریکایی اسکناس، پول نقد، پول کاغذی

      در انگلیسی بریتانیایی از note استفاده می‌شود.

      She handed the waiter a fifty-dollar bill for the meal.

      او برای غذا یک اسکناس پنجاه دلاری به پیشخدمت داد.

      I found an old five-dollar bill in my pocket.

      یک اسکناس پنج دلاری قدیمی در جیبم پیدا کردم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a five-dollar bill

      یک اسکناس پنج دلاری

      noun countable

      اعلامیه، پوستر، اطلاعیه، آگهی

      A colorful bill in the shop window caught my attention.

      پوستری رنگارنگ در ویترین فروشگاه، توجه من را جلب کرد.

      Please stick no bills.

      لطفاً آگهی نچسبانید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      bill of entry

      اظهارنامه‌ی گمرکی

      noun countable

      جانورشناسی نوک، منقار (پرنده)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      You can tell the type of bird by the shape of its bill.

      می‌توان نوع پرنده را از شکل نوکش تشخیص داد.

      The bird used its bill to peck at the seeds.

      پرنده از منقار خود برای کندن دانه‌ها استفاده کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a pelican's long bill

      منقار بلند پلیکان

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی لبه‌ی کلاه

      در انگلیسی بریتانیایی از peak استفاده می‌شود.

      He bent the bill of his cap to give it a new shape.

      لبه‌ی کلاهش را خم کرد تا شکل جدیدی به آن بدهد.

      The cap’s bill kept the rain out of his eyes.

      لبه‌ی کلاه از ورود باران به چشم‌هایش جلوگیری می‌کرد.

      verb - transitive

      فاکتور کردن، به کسی صورت‌حساب فرستادن

      The company bills clients at the end of each month.

      شرکت در پایان هر ماه برای مشتریان صورت‌حساب صادر می‌کند.

      The hotel billed us for the minibar and room service.

      هتل برای مینی‌بار و خدمات اتاق فاکتور صادر کرد.

      verb - transitive

      تبلیغ کردن، معرفی کردن، مطرح کردن

      Iowa is billing itself as the center of American meat production.

      ایوا خود را مرکز تولید گوشت امریکا معرفی (تبلیغ) می‌کند.

      He was billed as a leading expert in environmental law.

      او به‌عنوان کارشناسی برجسته در حقوق محیط‌زیست معرفی شد.

      verb - transitive

      برنامه‌ریزی کردن برای اجرا، قرار دادن در برنامه

      They are billed to appear on the stage together.

      قرار است با هم بر صحنه ظاهر شوند.

      Several comedians were billed to appear at the charity event.

      چندین کمدین برای حضور در مراسم خیریه برنامه‌ریزی شده بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a double billing of Mozart and Haydn

      برنامه‌ی دوگانه‌ی موتسارت و هایدن

      noun singular slang

      انگلیسی بریتانیایی پلیس

      همچنین می‌توان از the Old Bill استفاده کرد.

      Don’t worry, the bill is just patrolling the neighborhood.

      نگران نباش، پلیس فقط در محله گشت می‌زند.

      The kids ran when they saw the bill coming down the street.

      بچه‌ها وقتی مأموران پلیس را در خیابان دیدند، فرار کردند.

      verb - intransitive

      نوازش کردن، با محبت لمس کردن

      The park was full of lovers billing and cooing under the trees.

      پارک مملو از عشاقی بود که زیر درختان حرف‌های عاشقانه می‌زدند و ماچ و بوسه می‌کردند.

      Young birds often bill each other to strengthen their bond.

      پرندگان جوان اغلب یکدیگر را با نوک نوازش می‌کنند تا پیوندشان قوی‌تر شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bill

      1. noun account of charges; money owed
        Synonyms:
        debt tab check statement invoice iou note score chit account of charges money owed itemized account reckoning request for payment damage statement of indebtedness bad news knock
      1. noun list; circular
        Synonyms:
        list schedule roster listing bulletin notice program catalogue card flyer poster advertisement handout leaflet agenda placard playbill handbill affiche inventory syllabus
      1. noun piece of legislation
        Synonyms:
        act measure proposal draft proposed act projected law
      1. noun piece of paper money
        Synonyms:
        currency dollar buck bank note greenback certificate skin long green
        Antonyms:
        coin
      1. noun beak of animal
        Synonyms:
        projection beak neb nib mandible pecker
      1. verb charge money for goods, services
        Synonyms:
        charge debit invoice solicit dun draw upon record render reckon chase put the arm on put the bite on put the squeeze on bone figure
      1. verb advertise
        Synonyms:
        announce advertise post give advance notice book

      Collocations

      bill of exchange

      برات، حواله

      bill of sale

      سند فروش، فاکتور

      bill of indictment

      ادعانامه، اتهام‌نامه

      foot the bill

      پرداخت کردن، حساب کردن، خرج کردن، هزینه کردن

      to accept a bill

      قبولی برات را نوشتن

      Collocations بیشتر

      run up a bill

      بالا آوردن بدهی، خرج زیاد کردن

      Idioms

      fill the bill

      (عامیانه) رضایت‌بخش بودن، حایز شرایط بودن

      به‌کارخوردن، به‌دردخوردن، قابل استفاده بودن

      bill and coo

      حرف‌های عاشقانه زدن

      sell someone a bill of goods

      (عامیانه) گول زدن، انداختن به

      clean bill of health

      1- پروانه‌ی نبودن بیماری مسری 2- (عامیانه) گزارش موافق، سابقه‌ی خوب، برائت

      sell a bill of goods

      کلاه سر کسی گذاشتن، وعده‌ی پوچ دادن، در باغ سبز نشان دادن

      Idioms بیشتر

      foot the bill

      پرداخت کردن، حساب کردن، خرج کردن، هزینه کردن

      سوال‌های رایج bill

      گذشته‌ی ساده bill چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bill در زبان انگلیسی billed است.

      شکل سوم bill چی میشه؟

      شکل سوم bill در زبان انگلیسی billed است.

      شکل جمع bill چی میشه؟

      شکل جمع bill در زبان انگلیسی bills است.

      وجه وصفی حال bill چی میشه؟

      وجه وصفی حال bill در زبان انگلیسی billing است.

      سوم‌شخص مفرد bill چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bill در زبان انگلیسی bills است.

      ارجاع به لغت bill

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bill» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bill

      لغات نزدیک bill

      • - biliverdin
      • - bilk
      • - bill
      • - bill and coo
      • - bill of attainder
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.