آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Notice

      ˈnoʊt̬ɪs ˈnəʊtɪs

      گذشته‌ی ساده:

      noticed

      شکل سوم:

      noticed

      سوم‌شخص مفرد:

      notices

      وجه وصفی حال:

      noticing

      شکل جمع:

      notices

      معنی notice | جمله با notice

      noun verb - transitive adverb B1

      آگهی، خبر، اعلان، توجه، اطلاع، اخطار، ملتفت شدن، دیدن، شناختن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      noun verb - transitive adverb

      ملاحظه کردن، اخطار، آگهی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The society puts up printed notices of its activities.

      انجمن اطلاعات چاپی درباره‌ی فعالیت‌های خود منتشر می‌کند.

      He inserted an important notice in the newspaper.

      او اطلاعیه‌ی مهمی را در روزنامه منتشر کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a legal notice

      اطلاعیه‌ی قانونی

      These regulations are subject to change without prior notice.

      این مقررات بدون اطلاع قبلی قابل‌تغییرند.

      She took no notice of what had happened.

      متوجه آنچه که روی داده بود نشد.

      to attract notice

      جلب‌توجه‌کردن

      That book brought him into public notice.

      آن کتاب نظر جامعه را به او معطوف کرد.

      to give a tenant notice

      به مستأجر اخطار تخلیه دادن

      evacuating a school building in a minute's notice

      تخلیه کردن ساختمان مدرسه ظرف یک دقیقه پس از دریافت هشدار

      The new play got favorable notices.

      نمایش جدید مورد استقبال نقدگران قرار گرفت.

      I didn't notice his real intention.

      متوجه مقصود واقعی او نشدم.

      He didn't notice my new clothes.

      او متوجه لباس‌های نو من نشد.

      She is trying to get herself noticed.

      او می‌خواهد موردتوجه قرار بگیرد.

      They were noticed by warm greetings.

      با آن‌ها به گرمی سلام و تعارف کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد notice

      1. noun observation
        Synonyms:
        attention consideration thought understanding note mark regard respect concern care mind heed cognizance grasp ear observance remark apprehension
        Antonyms:
        neglect heedlessness ignorance
      1. noun announcement, information
        Synonyms:
        information news communication notification instruction warning note sign tip order memo comment comments declaration advertisement intelligence circular story poster proclamation advice intimation directive clue remark criticism review enlightenment caution admonition caveat info memorandum handbill critique lowdown goods whole story know picture write-up cue manifesto score squib
      1. verb observe, perceive
        Synonyms:
        see note mark recognize detect spot mind regard acknowledge perceive discern distinguish heed look at take in make out catch clock get a load of descry espy pick up on advert refer allude dig flash on remark
        Antonyms:
        ignore neglect miss overlook

      Collocations

      bring something to someone's notice

      چیزی را به توجه کسی رساندن، کسی را از چیزی آگاه کردن

      come to one's notice

      موردملاحظه یا توجه کسی قرار گرفتن، متوجه شدن، دریافتن

      serve notice

      رسماً اطلاع دادن، اخطار رسمی کردن

      take notice

      متوجه شدن، دریافتن

      until further notice

      تا اطلاع ثانوی/بعدی

      تا اطلاع ثانوی

      لغات هم‌خانواده notice

      noun
      notice
      adjective
      noticeable, unnoticed
      verb - transitive
      notice
      adverb
      noticeably

      سوال‌های رایج notice

      گذشته‌ی ساده notice چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده notice در زبان انگلیسی noticed است.

      شکل سوم notice چی میشه؟

      شکل سوم notice در زبان انگلیسی noticed است.

      شکل جمع notice چی میشه؟

      شکل جمع notice در زبان انگلیسی notices است.

      وجه وصفی حال notice چی میشه؟

      وجه وصفی حال notice در زبان انگلیسی noticing است.

      سوم‌شخص مفرد notice چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد notice در زبان انگلیسی notices است.

      ارجاع به لغت notice

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «notice» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/notice

      لغات نزدیک notice

      • - nothing will come of nothing
      • - nothingness
      • - notice
      • - notice period
      • - noticeable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.