آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ اسفند ۱۴۰۳

    Acknowledge

    əkˈnɑːlɪdʒ əkˈnɒlɪdʒ

    گذشته‌ی ساده:

    acknowledged

    شکل سوم:

    acknowledged

    سوم‌شخص مفرد:

    acknowledges

    وجه وصفی حال:

    acknowledging

    معنی acknowledge | جمله با acknowledge

    verb - transitive C1

    اذعان کردن، اعتراف کردن، تصدیق کردن، اقرار کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

    مشاهده

    the judge acknowledged the rightness of their claim.

    قاضی درست بودن ادعای آن‌ها را تصدیق کرد.

    finally the government acknowledged that...

    سرانجام دولت اذعان کرد که...

    verb - transitive

    جواب دادن، آشنایی دادن، جواب سلام دادن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    He didn't acknowledge my presence.

    او حضور مرا نادیده گرفت.

    She did not acknowledge my greeting.

    سلام مرا نشنیده گرفت.

    verb - transitive

    رسید چیزی را اعلام کردن، (دریافت نامه و غیره را) اعلام کردن

    verb - transitive

    محل گذاشتن، اعتنا کردن

    we hereby acknowledge the receipt of your letter.

    بدین وسیله وصول نامه‌ی شما را اعلام می‌داریم.

    verb - transitive

    قدردانی کردن، تشکر کردن، سپاسگزاری کردن

    we acknowledged the nurse's kindness with a gift.

    با تقدیم هدیه‌ای از مهربانی‌های پرستار قدردانی کردیم.

    verb - transitive

    صحت یا قانونی بودن مدرکی را تصدیق کردن، تصدیق محضری کردن

    to acknowledge a deed.

    اعتبار سندی را تأیید کردن.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد acknowledge

    1. verb verbally recognize authority
      Synonyms:
      agree accept allow approve support endorse recognize accede yield defend uphold own defer to grant certify attest to ratify acquiesce subscribe to take an oath
      Antonyms:
      refuse ignore renounce repudiate forswear
    1. verb admit truth or reality of something
      Synonyms:
      confess own admit concede accept recognize declare profess grant allow yield avow acquiesce fess up let on accede open up come clean get off chest crack cop a plea come out of closet
      Antonyms:
      contradict disavow renounce abjure
    1. verb verbally recognize receipt of something
      Synonyms:
      answer reply respond react return greet thank address notice remark hail salute
      Antonyms:
      ignore disregard

    لغات هم‌خانواده acknowledge

    noun
    acknowledgment
    verb - transitive
    acknowledge

    سوال‌های رایج acknowledge

    گذشته‌ی ساده acknowledge چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده acknowledge در زبان انگلیسی acknowledged است.

    شکل سوم acknowledge چی میشه؟

    شکل سوم acknowledge در زبان انگلیسی acknowledged است.

    وجه وصفی حال acknowledge چی میشه؟

    وجه وصفی حال acknowledge در زبان انگلیسی acknowledging است.

    سوم‌شخص مفرد acknowledge چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد acknowledge در زبان انگلیسی acknowledges است.

    ارجاع به لغت acknowledge

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «acknowledge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/acknowledge

    لغات نزدیک acknowledge

    • - ackee
    • - ackermanaxle
    • - acknowledge
    • - acknowledge your sources
    • - acknowledged
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.