آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Grant

      ɡrænt ɡrɑːnt

      گذشته‌ی ساده:

      granted

      شکل سوم:

      granted

      سوم‌شخص مفرد:

      grants

      وجه وصفی حال:

      granting

      شکل جمع:

      grants

      معنی grant | جمله با grant

      noun countable B1

      کمک مالی، کمک‌هزینه، کمک، گرنت، بورس

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The hospital received a $5000 grant.

      این بیمارستان ۵۰۰۰ دلار کمک مالی دریافت کرد.

      The university was awarded a grant from the National Science Foundation to conduct a study on climate change.

      این دانشگاه از بنیاد ملی علوم برای انجام پژوهشی در مورد تغییر اقلیم، کمک‌هزینه دریافت کرد.

      verb - transitive

      موافقت کردن، قبول کردن، اجابت کردن (دعا)، برآوردن (آرزو)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Her wish was granted.

      آرزویش برآورده شد.

      to grant a friend his wish

      خواهش یک دوست را اجابت کردن

      verb - transitive

      دادن، بخشیدن، اعطا کردن

      He was granted a week's leave of absence.

      به او یک هفته مرخصی دادند.

      He was granted British citizenship.

      به او تابعیت بریتانیا اعطا شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to grant a loan to an applicant

      به درخواست‌کننده وام دادن

      verb - transitive

      تصدیق کردن، پذیرفتن، قبول کردن، مسلم دانستن

      Don't take my friendship for granted!

      دوستی مرا مسلم نپندار!

      I grant your first point but not your second.

      نکته‌ی اول شما را قبول دارم؛ ولی دومی را نه.

      noun

      اعطا، اهدا، واگذاری، بخشش، تخصیص (پول)

      a land grant

      اهدای زمین

      substantial grant

      تخصیص قابل‌ توجه

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد grant

      1. noun allowance, gift
        Synonyms:
        gift donation contribution award subsidy scholarship stipend allocation allotment appropriation concession privilege boon benefaction bequest endowment present charity alms dole handout assistance bounty gratuity lump fellowship admission
        Antonyms:
        loss forfeit
      1. verb authorize, allow
        Synonyms:
        allow permit give agree to consent to admit cede relinquish yield transfer convey assign allocate allot bestow award confer impart invest present donate vouchsafe bless profess own assume accept accord acknowledge acquiesce concede surrender own up go along with give in shake on sign on sign off on give the nod give thumbs-up come around come through come across drop gift with give out avow stake
        Antonyms:
        deny refuse veto condemn

      سوال‌های رایج grant

      گذشته‌ی ساده grant چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده grant در زبان انگلیسی granted است.

      شکل سوم grant چی میشه؟

      شکل سوم grant در زبان انگلیسی granted است.

      شکل جمع grant چی میشه؟

      شکل جمع grant در زبان انگلیسی grants است.

      وجه وصفی حال grant چی میشه؟

      وجه وصفی حال grant در زبان انگلیسی granting است.

      سوم‌شخص مفرد grant چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد grant در زبان انگلیسی grants است.

      ارجاع به لغت grant

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «grant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/grant

      لغات نزدیک grant

      • - granolith
      • - granophyre
      • - grant
      • - grant custody to
      • - grant permission
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.