گذشتهی ساده:
came acrossسومشخص مفرد:
comes acrossوجه وصفی حال:
coming acrossبه نظر رسیدن، جلوه کردن
In academic writing, it is crucial that your arguments come across as well-reasoned and supported by empirical evidence, rather than mere opinion.
در نوشتار آکادمیک بسیار مهم است که استدلالهای شما مستدل و با شواهد تجربی پشتیبانیشده به نظر برسند، نه صرفاً نظر شخصی.
When presenting research, it is vital that your methodology comes across as rigorous and your conclusions as logically derived from the data.
هنگام ارائهی تحقیق، مهم است که روششناسی شما دقیق و نتایجتان منطقاً برگرفته از دادهها به نظر برسند.
واضح بودن، قابل فهم بودن، رسا بودن، نمایان بودن (منظور یا پیام)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The message in the novel came across clear to readers.
پیام رمان برای خوانندگان واضح بود.
I hope my instructions for the project come across clearly to everyone involved.
امیدوارم راهنماییهای من برای پروژه برای کسانی که درگیر آن هستند، قابل فهم باشد.
ملاقات کردن، یافتن، پیدا کردن، مواجه شدن، روبهرو شدن (بهصورت اتفاقی)
I came across an old photo album while cleaning out attic.
وقتی اتاق زیرشیروانی را تمیز میکردم، یک آلبوم عکس قدیمی پیدا کردم.
I often come across interesting articles while browsing the internet.
هنگام چرخیدن در اینترنت معمولاً مقالههای جالبی پیدا میکنم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «come across» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/come-across