آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۳ آبان ۱۴۰۴

    Discover

    dɪˈskʌvər dɪsˈkʌvə

    گذشته‌ی ساده:

    discovered

    شکل سوم:

    discovered

    سوم‌شخص مفرد:

    discovers

    وجه وصفی حال:

    discovering

    معنی discover | جمله با discover

    verb - transitive B1

    کشف کردن، یافتن، پیدا کردن (به‌ویژه برای اولین بار)

    Columbus discovered America.

    کلمب امریکا را کشف کرد.

    Doctors discovered signs of poisoning in his blood.

    دکترها در خونش آثار مسمومیت پیدا کردند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Nobody could discover his identity.

    هیچ‌کس نتوانست به هویت او پی‌ ببرد.

    When did man first discover fire?

    انسان کی برای اولین بار آتش را کشف کرد؟

    It is hard to discover the true meaning of his poetry.

    دریافتن مفهوم واقعی اشعار او مشکل است.

    When God discovered himself to Abraham.

    هنگامی که خدا خود را بر ابراهیم ظاهر کرد.

    Two days later they discovered his body near the river.

    دو روز بعد جسد او را در کنار رودخانه یافتند.

    verb - transitive

    کشف استعداد کردن، شناسایی کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    He hopes to be discovered for his artwork at the upcoming exhibition.

    او امیدوار است که استعدادش در زمینه‌ی هنر در نمایشگاه آینده کشف شود.

    Many athletes are discovered at local sports clubs.

    بسیاری از ورزشکاران در باشگاه‌های ورزشی محلی کشف می‌شوند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد discover

    1. verb find, uncover
      Synonyms:
      uncover see notice spot detect learn determine identify recognize locate dig up turn up ascertain realize perceive devise invent originate design contrive think of come across come upon light upon stumble observe hear get wind of get wise to sense distinguish disclose reveal bring to light explore elicit espy glimpse catch ferret out smoke out pick up on nose out unearth debunk pioneer
      Antonyms:
      miss lose pass by

    لغات هم‌خانواده discover

    noun
    discoverer, discovery
    verb - transitive
    discover

    سوال‌های رایج discover

    گذشته‌ی ساده discover چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده discover در زبان انگلیسی discovered است.

    شکل سوم discover چی میشه؟

    شکل سوم discover در زبان انگلیسی discovered است.

    وجه وصفی حال discover چی میشه؟

    وجه وصفی حال discover در زبان انگلیسی discovering است.

    سوم‌شخص مفرد discover چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد discover در زبان انگلیسی discovers است.

    ارجاع به لغت discover

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «discover» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/discover

    لغات نزدیک discover

    • - discourteous
    • - discourtesy
    • - discover
    • - discovered attack
    • - discoverer
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.