فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Ferret Out

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • phrasal verb
    پی بردن، کشف کردن، پیدا کردن
    • - He's good at ferreting out the facts.
    • - او حقایق را خوب کشف می‌کند.
    • - I know his name but I haven't managed to ferret out where he lives.
    • - اسمش را می‌دانم اما محل زندگی‌اش را نتوانسته‌ام پیدا کنم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد ferret out

  1. verb search out
    Synonyms: ascertain, be on to, bring to light, chase, chase down, determine, dig out, dig up, dig up, disclose, discover, drive out, elicit, extract, follow, get at, hunt, hunt down, learn, nose out, penetrate, pick up on, pierce, probe, pry, pursue, quest, root out, root out, scout out, seek, smell out, smoke out, smoke out, sniff out, trace, search out, track down, trail, uncover, unearth, worm out

ارجاع به لغت ferret out

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «ferret out» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/ferret-out

لغات نزدیک ferret out

پیشنهاد بهبود معانی