آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۷ مرداد ۱۴۰۴

    Ferret

    ˈferɪt ˈferɪt

    گذشته‌ی ساده:

    ferreted

    شکل سوم:

    ferreted

    سوم‌شخص مفرد:

    ferrets

    وجه وصفی حال:

    ferreting

    شکل جمع:

    ferrets

    معنی ferret | جمله با ferret

    noun countable

    جانورشناسی موش خرما، راسوی اهلی

    ferret, موش خرما، راسوی اهلی
    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

    مشاهده

    The ferret's playful antics always bring a smile to my face.

    بازیگوشی‌های راسوی اهلی همیشه لبخند بر لبانم می‌آورد.

    I saw a cute ferret at the pet store.

    من در فروشگاه حیوانات خانگی یک موش خرمای بامزه دیدم.

    verb - intransitive informal

    انگلیسی بریتانیایی جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    They ferreted a few rabbits and hunted three of them.

    آن‌ها به دنبال چند خرگوش رفتند و سه‌تای آن‌ها را شکار کردند.

    I could see her eyes ferret around the room, searching for her missing keys.

    می‌توانستم چشم‌هایش را ببینم که در اطراف اتاق در حال جستجوی کلیدهای گمشده‌اش بودند.

    noun

    انسان کنجکاو

    As a ferret, I am constantly on the hunt for the truth.

    همانند یک انسان کنجکاو، دائماً در جستجوی حقیقت هستم.

    My sister is a ferret person.

    خواهرم فردی کنجکاو است.

    verb - intransitive

    جستجو کردن، کشف کردن

    The detective tried to ferret out the truth about the murder.

    کارآگاه کوشید که حقایق مربوط به جنایت را جستجو کند.

    The scientist used a microscope to ferret out the tiny organisms in the water.

    این دانشمند از یک میکروسکوپ برای کشف ترکیب‌های کوچک در آب استفاده کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ferret

    1. verb search and discover through persistent investigation
      Synonyms:
      ferret-out
    1. noun Musteline mammal of prairie regions of United States; nearly extinct
      Synonyms:
      black-footed ferret Mustela nigripes

    سوال‌های رایج ferret

    گذشته‌ی ساده ferret چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده ferret در زبان انگلیسی ferreted است.

    شکل سوم ferret چی میشه؟

    شکل سوم ferret در زبان انگلیسی ferreted است.

    شکل جمع ferret چی میشه؟

    شکل جمع ferret در زبان انگلیسی ferrets است.

    وجه وصفی حال ferret چی میشه؟

    وجه وصفی حال ferret در زبان انگلیسی ferreting است.

    سوم‌شخص مفرد ferret چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد ferret در زبان انگلیسی ferrets است.

    ارجاع به لغت ferret

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ferret» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ferret

    لغات نزدیک ferret

    • - ferredoxin
    • - ferreous
    • - ferret
    • - ferret out
    • - ferrety
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.