گذشتهی ساده:
probedشکل سوم:
probedسومشخص مفرد:
probesوجه وصفی حال:
probingشکل جمع:
probesکاوش کردن، جستوجو کردن، تحقیق کردن، پرسوجو کردن، بازجویی کردن، سؤالوجواب کردن (بهصورت غیرمستقیم برای رسیدن به اطلاعاتی)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
During the meeting, she probed gently to find out what her colleague really thought.
درطول جلسه، با ظرافت پرسوجو کرد تا بفهمد همکارش واقعاً چه فکری میکند.
Scientists probed the data carefully to discover patterns that were not immediately obvious.
دانشمندان، دادهها را با دقت بررسی کردند تا الگوهایی که آشکار نبودند، شناسایی کنند.
Newspapers probed into police corruption.
روزنامهها، فساد در نیروی پلیس را مورد بررسی دقیق قرار دادند.
the detective's probing questions
پرسشهای بازجویانهی کارآگاه
کاویدن، بررسی کردن، جستوجو کردن (با ابزار)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He was probing the mud with a stick looking for the ring he had dropped.
او با چوب گل را هم میزد و دنبال انگشتری میگشت که از دستش افتاده بود.
Engineers probed the ground with sensors to locate underground pipes.
مهندسان با حسگرها زمین را کاویدند تا لولههای زیرزمینی را پیدا کنند.
تحقیق، بررسی، بازجویی، تفحص، کاوش، پرسوجو
The police started a probe into the secret bank accounts of the terrorists.
پلیس، بررسی حسابهای بانکی محرمانهی تروریستها را آغاز کرد.
The committee conducted a probe to uncover any misuse of government funds.
کمیته، بازجوییای انجام داد تا هر گونه سوءاستفاده از بودجهی دولتی را کشف کند.
a space probe
کاوش فضا
a probe into the secrets of the Amazon forest
یابجویی اسرار جنگل آمازون
Another probe was launched yesterday.
یک فضاناو پژوهشی دیگر دیروز به فضا پرتاب شد.
پزشکی پروب پزشکی (ابزار کاوش در بدن)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
Scientists used a probe to collect samples from inside the specimen.
دانشمندان از پروب برای جمعآوری نمونهها از داخل نمونه استفاده کردند.
The veterinarian used a probe to check the animal’s throat.
دامپزشک از پروب برای بررسی گلوی حیوان استفاده کرد.
فیزیک پروب، حسگر، سنسور
A soil probe was used to test the moisture level in the farmland.
از پروب خاک برای اندازهگیری میزان رطوبت زمینهای کشاورزی استفاده شد.
The spacecraft carried a probe to explore the planet’s atmosphere.
فضاپیما، سنسوری برای بررسی جو سیاره با خود حمل میکرد.
تحقیق در مورد معامله تسلیحاتی
probe a conduct an investigation
کاوش کردن, تحقیق عمیق کردن در مورد یک تحقیق
گذشتهی ساده probe در زبان انگلیسی probed است.
شکل سوم probe در زبان انگلیسی probed است.
شکل جمع probe در زبان انگلیسی probes است.
وجه وصفی حال probe در زبان انگلیسی probing است.
سومشخص مفرد probe در زبان انگلیسی probes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «probe» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/probe