آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۵ دی ۱۴۰۴

    Probe

    proʊb prəʊb

    گذشته‌ی ساده:

    probed

    شکل سوم:

    probed

    سوم‌شخص مفرد:

    probes

    وجه وصفی حال:

    probing

    شکل جمع:

    probes

    معنی probe | جمله با probe

    verb - intransitive verb - transitive

    کاوش کردن، جست‌وجو کردن، تحقیق کردن، پرس‌وجو کردن، بازجویی کردن، سؤال‌وجواب کردن (به‌صورت غیرمستقیم برای رسیدن به اطلاعاتی)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

    مشاهده

    During the meeting, she probed gently to find out what her colleague really thought.

    درطول جلسه، با ظرافت پرس‌وجو کرد تا بفهمد همکارش واقعاً چه فکری می‌کند.

    Scientists probed the data carefully to discover patterns that were not immediately obvious.

    دانشمندان، داده‌ها را با دقت بررسی کردند تا الگوهایی که آشکار نبودند، شناسایی کنند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Newspapers probed into police corruption.

    روزنامه‌ها، فساد در نیروی پلیس را مورد بررسی دقیق قرار دادند.

    the detective's probing questions

    پرسش‌های بازجویانه‌ی کارآگاه

    verb - intransitive verb - transitive

    کاویدن، بررسی کردن، جست‌وجو کردن (با ابزار)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    He was probing the mud with a stick looking for the ring he had dropped.

    او با چوب گل را هم می‌زد و دنبال انگشتری می‌گشت که از دستش افتاده بود.

    Engineers probed the ground with sensors to locate underground pipes.

    مهندسان با حسگرها زمین را کاویدند تا لوله‌های زیرزمینی را پیدا کنند.

    noun countable

    تحقیق، بررسی، بازجویی، تفحص، کاوش، پرس‌وجو

    The police started a probe into the secret bank accounts of the terrorists.

    پلیس، بررسی حساب‌های بانکی محرمانه‌ی تروریست‌ها را آغاز کرد.

    The committee conducted a probe to uncover any misuse of government funds.

    کمیته، بازجویی‌ای انجام داد تا هر گونه سوءاستفاده از بودجه‌ی دولتی را کشف کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a space probe

    کاوش فضا

    a probe into the secrets of the Amazon forest

    یاب‌جویی اسرار جنگل آمازون

    Another probe was launched yesterday.

    یک فضاناو پژوهشی دیگر دیروز به فضا پرتاب شد.

    noun countable

    پزشکی پروب پزشکی (ابزار کاوش در بدن)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

    مشاهده

    Scientists used a probe to collect samples from inside the specimen.

    دانشمندان از پروب برای جمع‌آوری نمونه‌ها از داخل نمونه استفاده کردند.

    The veterinarian used a probe to check the animal’s throat.

    دامپزشک از پروب برای بررسی گلوی حیوان استفاده کرد.

    noun countable

    فیزیک پروب، حسگر، سنسور

    A soil probe was used to test the moisture level in the farmland.

    از پروب خاک برای اندازه‌گیری میزان رطوبت زمین‌های کشاورزی استفاده شد.

    The spacecraft carried a probe to explore the planet’s atmosphere.

    فضاپیما، سنسوری برای بررسی جو سیاره با خود حمل می‌کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد probe

    1. noun investigation
      Synonyms:
      examination study research inquiry scrutiny detection exploration quest probing inquisition legwork delving inquest third degree fishing expedition
    1. verb explore, investigate
      Synonyms:
      examine check investigate study look into go into search test verify scrutinize delve into interrogate ask question quiz inquire sound feel out check out check over check up sound out prod poke sift eye prospect penetrate pierce feel around test the waters put out a feeler catechize dig look-see

    Collocations

    probe an arms deal

    تحقیق در مورد معامله تسلیحاتی

    probe a conduct an investigation

    کاوش کردن, تحقیق عمیق کردن در مورد یک تحقیق

    سوال‌های رایج probe

    گذشته‌ی ساده probe چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده probe در زبان انگلیسی probed است.

    شکل سوم probe چی میشه؟

    شکل سوم probe در زبان انگلیسی probed است.

    شکل جمع probe چی میشه؟

    شکل جمع probe در زبان انگلیسی probes است.

    وجه وصفی حال probe چی میشه؟

    وجه وصفی حال probe در زبان انگلیسی probing است.

    سوم‌شخص مفرد probe چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد probe در زبان انگلیسی probes است.

    ارجاع به لغت probe

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «probe» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/probe

    لغات نزدیک probe

    • - probative
    • - probatory
    • - probe
    • - probe a conduct an investigation
    • - probe an arms deal
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    forfeiture fordo foremost awakening Jesus Christ me mrs position chasten Dom chaparral update appetizing aerosol convenience بی ریش آیلتس بیابان بی‌خود بیرون مد روز بیسکویت ترد بیهوش کردن بیل بی‌تاب بی‌تابی بی‌تربیت بی‌حس بی‌خبر بی‌خیال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.