آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Study

      ˈstʌdi ˈstʌdi

      گذشته‌ی ساده:

      studied

      شکل سوم:

      studied

      سوم‌شخص مفرد:

      studies

      وجه وصفی حال:

      studying

      شکل جمع:

      studies

      معنی study | جمله با study

      noun countable A1

      مطالعه، بررسی، تحصیل، درس، یادگیری، پژوهش

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      That subject is still under study.

      آن موضوع هنوز تحت مطالعه است.

      studying the recent advances in astronomy

      بررسی پیشرفت‌های اخیر نجوم

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      scientific studies

      پژوهش‌های علمی

      He left his studies and became a sailor.

      تحصیلات خود را رها کرد و ملوان شد.

      the study of foreign languages

      یادگیری زبان‌های خارجی

      a careful study of the causes of cancer

      بررسی دقیق علل سرطان

      noun countable

      اتاق مطالعه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      John's study is next to the dining room.

      اتاق مطالعه‌ی جان در کنار اتاق ناهار‌خوری است.

      noun countable

      رشته‌ی تحصیلی

      graduate studies

      رشته‌های فوق‌لیسانس

      What are your favorite studies?

      رشته‌های تحصیلی مورد‌علاقه‌ی شما کدام‌اند؟

      verb - transitive verb - intransitive

      تحصیل کردن، مطالعه کردن، درس خواندن، بررسی کردن

      We are studying the plays of Shakespeare.

      ما داریم نمایشنامه‌های شکسپیر را مطالعه می‌کنیم.

      Pari studied in England.

      پری در انگلیس تحصیل کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Jahangir studied medicine for seven years.

      جهانگیر هفت سال پزشکی خواند.

      He wants to study mathematics at our university.

      او می‌خواهد در دانشگاه ما ریاضیات بخواند.

      We must study the consequences of this event.

      ما باید پیامدهای این رویداد را مورد مطالعه قرار بدهیم.

      verb - intransitive

      قصد کردن، اندیشه کردن، تفکر کردن، تدبیر کردن، در صدد بودن، تعمق کردن

      I am studying on whether I should sell my house.

      دارم فکر می‌کنم که آیا خانه‌ی خود را بفروشم یا نه.

      verb - intransitive

      تلاش کردن، کوشیدن، سعی کردن

      She studied to appear calm.

      سعی کرد آرام به‌ نظر بیاید.

      verb - transitive

      طرح‌ریزی کردن، رسم کردن، کشیدن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد study

      1. noun learning, analysis
        Synonyms:
        reading research consideration attention application analysis investigation examination reasoning reflection thought abstraction comparison review scrutiny weighing deliberation pondering contemplation meditation musing reverie rumination cogitation inquiry debate lesson course class subject survey exercise schoolwork academic work memorizing cramming questioning trance muse analyzing
      1. verb contemplate, learn
        Synonyms:
        think consider examine learn read go over weigh meditate ponder inquire reflect refresh tutor coach grind cram dig plug polish up mind peruse lucubrate bone up think over think out mull over dive into bury oneself in apply oneself learn the ropes crack the books burn midnight oil pore over read up cogitate excogitate perpend
        Antonyms:
        ignore forget neglect
      1. verb examine, analyze
        Synonyms:
        investigate check inspect analyze research view survey scrutinize look into read figure compare sort out deliberate peruse check out check over case canvass keep tabs scope check up give the eagle eye brainstorm

      Phrasal verbs

      study up on

      (امریکا - عامیانه) دقیقاً مورد مطالعه یا بررسی قرار دادن

      لغات هم‌خانواده study

      noun
      student, study, studiousness
      adjective
      studious, studied
      verb - transitive
      study
      adverb
      studiously

      سوال‌های رایج study

      گذشته‌ی ساده study چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده study در زبان انگلیسی studied است.

      شکل سوم study چی میشه؟

      شکل سوم study در زبان انگلیسی studied است.

      شکل جمع study چی میشه؟

      شکل جمع study در زبان انگلیسی studies است.

      وجه وصفی حال study چی میشه؟

      وجه وصفی حال study در زبان انگلیسی studying است.

      سوم‌شخص مفرد study چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد study در زبان انگلیسی studies است.

      ارجاع به لغت study

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «study» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/study

      لغات نزدیک study

      • - studiously
      • - studiousness
      • - study
      • - study (or test) in the field
      • - study a subject
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.