آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ شهریور ۱۴۰۴

    Deliberate

    dɪˈlɪbrət dɪˈlɪbəreɪt dɪˈlɪbrət dɪˈlɪbəreɪt

    گذشته‌ی ساده:

    deliberated

    شکل سوم:

    deliberated

    سوم‌شخص مفرد:

    deliberates

    وجه وصفی حال:

    deliberating

    صفت تفضیلی:

    more deliberate

    صفت عالی:

    most deliberate

    معنی deliberate | جمله با deliberate

    adjective B2

    عمدی، آگاهانه، تعمدی

    His tardiness was deliberate.

    دیر آمدن او تعمدی بود.

    They made a deliberate choice to ignore the warning signs.

    آن‌ها انتخاب آگاهانه‌ای کردند که علائم هشدار را نادیده بگیرند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    a deliberate lie

    دروغ عمدی

    adjective

    سنجیده، حساب‌شده، اندیشیده، شمرده، محتاطانه، باملاحظه، با دقت

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    He took deliberate aim.

    او با دقت نشانه گرفت.

    Her deliberate movements showed confidence.

    حرکات حساب‌شده‌اش اعتمادبه‌نفس او را نشان می‌داد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    with deliberate haste

    با شتاب حساب‌شده

    verb - intransitive verb - transitive formal

    اندیشیدن، به‌دقت بررسی کردن، مشورت کردن، سنجیدن، سبک‌سنگین کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

    مشاهده

    The judge deliberated for two hours and then gave his verdict.

    قاضی دو ساعت تعمق کرد؛ سپس رأی خود را صادر کرد.

    The committee spent weeks deliberating the budget proposal.

    کمیته، هفته‌ها صرف بررسی پیشنهاد بودجه کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد deliberate

    1. adjective intentional
      Synonyms:
      intentional voluntary conscious express intended purposeful purposed designed planned studied advised careful thoughtful fixed resolved reasoned calculated considered premeditated projected studious cautious witting judged weighed schemed willful aforethought prearranged predetermined thought out designful scrupulous provident prudent purposive meticulous pondered with forethought predeterminate predefined cold-blooded prepense cut-and-dried
      Antonyms:
      unintentional unwitting chance indeterminate unmethodical unsystematic
    1. verb think about seriously; discuss
      Synonyms:
      consider think about seriously discuss talk over weigh reflect contemplate ponder reason study meditate muse debate argue judge speculate ruminate mull over chew over turn over cogitate kick around knock around bat it around consult roll revolve sweat over stew over cerebrate rack brains hammer away at excogitate put on thinking cap run up a flagpole pour it on

    سوال‌های رایج deliberate

    گذشته‌ی ساده deliberate چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده deliberate در زبان انگلیسی deliberated است.

    شکل سوم deliberate چی میشه؟

    شکل سوم deliberate در زبان انگلیسی deliberated است.

    وجه وصفی حال deliberate چی میشه؟

    وجه وصفی حال deliberate در زبان انگلیسی deliberating است.

    سوم‌شخص مفرد deliberate چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد deliberate در زبان انگلیسی deliberates است.

    صفت تفضیلی deliberate چی میشه؟

    صفت تفضیلی deliberate در زبان انگلیسی more deliberate است.

    صفت عالی deliberate چی میشه؟

    صفت عالی deliberate در زبان انگلیسی most deliberate است.

    ارجاع به لغت deliberate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «deliberate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/deliberate

    لغات نزدیک deliberate

    • - delia
    • - delian
    • - deliberate
    • - deliberately
    • - deliberation
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.