آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ بهمن ۱۴۰۲

      Conscious

      ˈkɑːnʃəs ˈkɒnʃəs

      صفت تفضیلی:

      more conscious

      صفت عالی:

      most conscious

      معنی conscious | جمله با conscious

      adjective B2

      هوشیار، به‌هوش، آگاه، باخبر، ملتفت، متوجه

      Are you conscious of what is going on behind the curtain?

      آیا به آنچه که در پس پرده اتفاق می‌افتد، آگاهی داری؟

      He became conscious of his wife's inquisitive looks.

      او متوجه نگاه‌های کنجکاوانه‌ی زنش شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to become conscious

      به هوش آمدن

      to be conscious

      هوشیار بودن

      to make a conscious effort

      با آگاهی تمام کوشیدن

      adjective

      تعمدی، عمدی، آگاهانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      conscious guilt

      گناه محسوس

      She made a conscious decision to pursue her dreams.

      آگاهانه تصمیم گرفت که دنبال رویاهایش برود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد conscious

      1. adjective alert, awake
        Synonyms:
        aware attentive mindful observing informed vigilant watchful knowing sentient responsive understanding discerning sensitive to perceiving cognizant alive to sensible recognizing acquainted conversant seeing assured certain sure wise to with it in on on to noticing remarking felt apperceptive apprised au courant keen hep to percipient witting able to recognize known supraliminal aesthetic in right mind
        Antonyms:
        unaware unmindful unconscious indifferent unresponsive ignorant senseless impassive
      1. adjective intentional
        Synonyms:
        deliberate intentional willful reasoning rational studied premeditated reflective knowing responsible self-conscious affected mannered calculated
        Antonyms:
        unintentional unconscious indifferent unfeeling not deliberate unstudied

      Collocations

      the conscious

      (روان شناسی) خودآگاه، ضمیر خودآگاه

      لغات هم‌خانواده conscious

      noun
      subconscious, unconscious, consciousness, unconsciousness
      adjective
      conscious, subconscious
      adverb
      subconsciously, consciously

      سوال‌های رایج conscious

      صفت تفضیلی conscious چی میشه؟

      صفت تفضیلی conscious در زبان انگلیسی more conscious است.

      صفت عالی conscious چی میشه؟

      صفت عالی conscious در زبان انگلیسی most conscious است.

      ارجاع به لغت conscious

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «conscious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/conscious

      لغات نزدیک conscious

      • - conscientiousness
      • - conscionable
      • - conscious
      • - consciously
      • - consciousness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.