آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مهر ۱۴۰۴

      Mindful

      ˈmaɪndfl ˈmaɪndfl

      معنی mindful | جمله با mindful

      adjective formal

      آگاهانه، متوجه، اندیشناک، متفکر، بافکر

      He took a mindful approach to his diet, being careful to include a balanced mix of nutrients.

      او رویکردی آگاهانه به رژیم غذایی خود داشت و مراقب بود ترکیب متعادلی از مواد مغذی را در خود جای دهد.

      The driver was mindful of the pedestrians crossing the street.

      راننده متوجه عابران پیاده‌ای که از خیابان عبور می‌کردند بود.

      adjective

      مواظب، هشیار، آگاه، مراقب، در فکر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      I am mindful of what you said.

      چیزهایی را که گفتید مراقبم.

      We are also mindful of their needs.

      ما در فکر احتیاجات آن‌ها نیز هستیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mindful

      1. adjective attentive, aware
        Synonyms:
        careful cautious thoughtful conscious vigilant wary heedful observant alert knowledgeable sensible respectful solicitous watchful aware regardful observing cognizant conscientious knowing on one’s toes alive to on the ball tuned in on the job plugged in chary cagey au courant conversant observative apprehensive on to be up on in the know know all the answers know ins and outs with eyes peeled
        Antonyms:
        careless inattentive unaware heedless absent-minded

      لغات هم‌خانواده mindful

      noun
      mind, minder, reminder
      adjective
      mindless, minded, mindful
      verb - transitive
      mind, remind
      adverb
      mindlessly

      سوال‌های رایج mindful

      معنی mindful به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی mindful در زبان فارسی به «آگاه»، «هوشیار»، «اندیشناک»، «متفکر» یا «دارای حضور ذهن» ترجمه می‌شود.

      این واژه از ترکیب mind (ذهن) و پسوند ful- (به‌معنای «دارایِ») ساخته شده و در معنای کلی، به حالتی اشاره دارد که فرد در آن نسبت به لحظه‌ی حال، احساسات، افکار و محیط اطراف خود آگاهی کامل دارد. در مقابلِ آن، واژه‌ی mindless قرار می‌گیرد که به رفتار یا وضعیت بدون تفکر اشاره دارد. در سال‌های اخیر، مفهوم mindfulness (ذهن‌آگاهی) از دل همین واژه برخاسته و در روان‌شناسی، آموزش و حتی مدیریت زندگی روزمره جایگاه ویژه‌ای یافته است.

      در معنای روان‌شناختی، mindful بودن به معنای حضور کامل در لحظه‌ی اکنون است. فرد آگاه (mindful person) کسی است که به جای درگیر شدن با افکار مربوط به گذشته یا آینده، توجه خود را بر «اکنون» متمرکز می‌کند. این حالت، نوعی بیداری درونی و تمرکز آرام است که به انسان کمک می‌کند افکار و احساسات خود را بدون قضاوت ببیند و بپذیرد. پژوهش‌های علمی نشان داده‌اند که تمرین ذهن‌آگاهی می‌تواند اضطراب، افسردگی و استرس را کاهش دهد و در عین حال، کیفیت خواب، تمرکز و رضایت از زندگی را افزایش دهد. در این معنا، mindful بودن نوعی مهارت ذهنی و عاطفی است، نه صرفاً ویژگی شخصیتی.

      در زندگی روزمره، mindfulness یا «آگاهی لحظه‌به‌لحظه» به افراد کمک می‌کند تا روابط انسانی عمیق‌تر و تصمیم‌گیری‌های دقیق‌تری داشته باشند. وقتی کسی به‌صورت mindful رفتار می‌کند، در تعاملات خود با دیگران حضور واقعی دارد، گوش می‌دهد، مشاهده می‌کند و بدون عجله واکنش نشان می‌دهد. این نوع آگاهی موجب می‌شود فرد از تکرار رفتارهای ناآگاهانه یا واکنش‌های هیجانی پرهیز کند. در محیط‌های کاری نیز، رهبران mindful معمولاً تصمیم‌گیرانی آرام‌تر، منصف‌تر و کارآمدتر هستند، زیرا از انگیزه‌ها و احساسات خود و دیگران آگاهی بیشتری دارند.

      از منظر فلسفی و فرهنگی، مفهوم mindful ریشه در سنت‌های کهن شرقی دارد، هرچند امروزه در قالبی علمی و جهانی ارائه می‌شود. در فلسفه‌ی بودایی، ذهن‌آگاهی یکی از مراحل رسیدن به آرامش درونی و رهایی از رنج است. در این دیدگاه، فرد آگاه کسی است که نه در گذشته می‌ماند و نه در آینده غرق می‌شود، بلکه در لحظه‌ی حال زندگی می‌کند و هر تجربه را با حضور و پذیرش می‌نگرد. با این حال، امروزه این مفهوم به شکلی سکولار و روان‌شناسانه به کار می‌رود و تمرکز آن بر بهبود کیفیت ذهن و سلامت روان است، نه بر جنبه‌های مذهبی یا آیینی.

      از جنبه‌ی زبانی و ادبی، mindful واژه‌ای است که معنایی ظریف و انسانی دارد. وقتی گفته می‌شود کسی mindful of others است، منظور این است که او نسبت به احساسات و نیازهای دیگران حساس و بافکر است. این تعبیر نشان می‌دهد که آگاهی، تنها متوجه درون فرد نیست، بلکه شامل توجه به جهان بیرون نیز می‌شود. در ادبیات انگیزشی و مدیریتی، mindful بودن مترادف با حضور، توجه، و مسئولیت‌پذیری است — حالتی که انسان نه‌تنها از خود، بلکه از اثر اعمالش بر دیگران آگاه است.

      mindful واژه‌ای است که در دل خود مفهومی از تعادل، آرامش و بیداری درونی را حمل می‌کند. آگاهی ذهنی به ما یاد می‌دهد که زندگی نه در گذشته و نه در آینده جریان دارد، بلکه در همین لحظه‌ی جاری است. بودن در اکنون، دیدن بدون قضاوت، و درک بی‌واسطه‌ی تجربه‌ها، جوهره‌ی واقعی mindful بودن است. چنین رویکردی، نه‌تنها کیفیت فردی انسان را ارتقا می‌دهد، بلکه جامعه‌ای آرام‌تر، مهربان‌تر و هوشیارتر را نیز بنا می‌نهد.

      ارجاع به لغت mindful

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mindful» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mindful

      لغات نزدیک mindful

      • - minder
      • - mindfuck
      • - mindful
      • - mindfully
      • - mindfulness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.