آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ تیر ۱۴۰۵

      Sensible

      ˈsensəbl ˈsensəbl

      صفت تفضیلی:

      more sensible

      صفت عالی:

      most sensible

      معنی sensible | جمله با sensible

      adjective B1

      معقول، عاقل، خردمند، باشعور، فهمیده، منطقی، عاقلانه، خردمندانه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      a sensible suggestion

      پیشنهاد معقول

      It was not sensible to invite him.

      دعوت کردن او عاقلانه نبود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a sensible man

      آدم خردمند

      sensible advice

      نصیحت خردمندانه

      sensible of another's grief

      حساس نسبت به اندوه دیگری

      adjective

      پوشاک مناسب، کاربردی (لباس، کفش و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      She wore sensible shoes for the long walk.

      او کفش‌های مناسب برای پیاده‌روی طولانی پوشید.

      For the rainy day, he chose a sensible waterproof jacket.

      برای روز بارانی، او یک ژاکت ضدآب کاربردی انتخاب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She bought a sensible black coat she could wear to work.

      او یک پالتوی مشکی مناسب خرید که بتواند آن را برای کار بپوشد.

      to wear sensible clothes for a cold winter day

      برای یک روز سرد زمستانی لباس مناسب پوشیدن

      adjective formal

      آگاه، مطلع

      She was sensible of the danger and moved away quickly.

      او از خطر آگاه بود و سریع عقب رفت.

      Be sensible of the rules when you enter the laboratory.

      هنگام ورود به آزمایشگاه از قوانین مطلع باشید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The council is sensible of the community's needs and will act accordingly.

      شورای شهر از نیازهای جامعه آگاه است و مطابق آن عمل خواهد کرد.

      adjective

      قدیمی محسوس، مشهود، بارز، قابل توجه، قابل‌ ملاحظه‌

      a sensible rise in the temperature

      افزایش محسوس حرارت

      A sensible improvement in her health became evident after a few weeks of treatment.

      پس‌از چند هفته درمان، بهبودی مشهودی در وضعیت سلامتی او پدیدار شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We noticed a sensible drop in demand after the price increase.

      پس‌از افزایش قیمت، کاهش محسوس در تقاضا مشاهده کردیم.

      The policy had a sensible impact on reducing pollution levels.

      این سیاست تأثیر قابل‌ توجهی در کاهش سطح آلودگی داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sensible

      1. adjective realistic, reasonable
        Synonyms:
        aware conscious intelligent logical practical rational reasonable sage sane shrewd sound wise informed astute discreet prudent attentive discerning knowing together canny cool sagacious conversant witting cognizant judicious matter-of-fact down-to-earth far-sighted well-reasoned well-thought-out au courant consequent commonsensical in right mind having all one’s marbles all there
        Antonyms:
        unrealistic unreasonable unwise senseless indiscreet

      Collocations

      sensible person

      فرد عاقل، شخص باشعور، آدم حسابی

      sensible decision

      تصمیم معقول، تصمیم عاقلانه

      لغات هم‌خانواده sensible

      noun
      sense, sensibility, sensitivity, senselessness, sensitization, sensor
      adjective
      sensible, insensible, senseless, sensitive, sensory, nonsensical, insensate
      verb - transitive
      sense, sensitize
      adverb
      sensibly, senselessly, sensitively

      سوال‌های رایج sensible

      صفت تفضیلی sensible چی میشه؟

      صفت تفضیلی sensible در زبان انگلیسی more sensible است.

      صفت عالی sensible چی میشه؟

      صفت عالی sensible در زبان انگلیسی most sensible است.

      ارجاع به لغت sensible

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sensible» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sensible

      لغات نزدیک sensible

      • - senselessness
      • - sensibility
      • - sensible
      • - sensible decision
      • - sensible person
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت babe و baby چیست؟

      تفاوت babe و baby چیست؟

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      venire DNA radar affordance forensic doughty diary thief spatial over there zip led wedge came synapse قرارداد قصر قطره کالبدشناسی لامسه تیره پلنگ ارض حدس شوق هوس زنده باد رییس زندان روشن روزنامه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.