آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مهر ۱۴۰۵

      Shrewd

      ʃruːd ʃruːd

      صفت تفضیلی:

      shrewder

      صفت عالی:

      shrewdest

      معنی shrewd | جمله با shrewd

      adjective C2

      زیرک، باهوش، زرنگ، تیزهوش، هوشمندانه، زیرکانه‌

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      The shrewd businessman took advantage of the market trends.

      آن تاجر زیرک از روندهای بازار به نفع خود استفاده کرد.

      He was shrewd enough to recognize the risks before signing the contract.

      او آن‌قدر تیزهوش بود که قبل‌از امضای قرارداد خطرات را تشخیص دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He made a shrewd investment in the stock market.

      او سرمایه‌گذاری زیرکانه‌ای در بازار بورس انجام داد.

      The company’s shrewd strategy led to an increase in profits.

      استراتژی هوشمندانه‌ی شرکت منجر به افزایش سود شد.

      adjective

      قدیمی ‫سخت، شدید‬

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      We had to endure a shrewd downpour on our way home, getting completely soaked.

      مجبور شدیم در راه خانه یک باران شدید را تحمل کنیم و کاملاً خیس شدیم.

      The expedition faced shrewd environmental conditions, including extremely low temperatures and high winds, which significantly impacted their progress.

      این سفر با شرایط محیطی سختی ازجمله دماهای بسیار پایین و بادهای شدید مواجه شد که به‌طور قابل توجهی بر پیشرفت آن‌ها تأثیر گذاشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shrewd

      1. adjective clever, intelligent
        Synonyms:
        smart wise intelligent sharp brainy keen astute canny sagacious perceptive discerning ingenious acute penetrating quick-witted sensible judicious prudent savvy foxy slick crafty cunning artful wily calculating tricky sly deep profound streetwise inside on the inside in the know up on on top of cutting knowing perspicacious discerning discriminating farsighted heady piercing probing shark slippery smooth underhand astucious cagey wised up
        Antonyms:
        stupid foolish naive unthinking frivolous

      سوال‌های رایج shrewd

      صفت تفضیلی shrewd چی میشه؟

      صفت تفضیلی shrewd در زبان انگلیسی shrewder است.

      صفت عالی shrewd چی میشه؟

      صفت عالی shrewd در زبان انگلیسی shrewdest است.

      ارجاع به لغت shrewd

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shrewd» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shrewd

      لغات نزدیک shrewd

      • - shreveport
      • - shrew
      • - shrewd
      • - shrewdie
      • - shrewish
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      sloppiness whereabouts wind turbine windmill non-executive non-living non-residential count down re-establishment gender-fluid non-defense half-heartedly non-reciprocal non-verbally non-verbal بر فراست الحاق قوام بازپس‌گیری تی دد بودجه‌ی سیاه بی‌هسته بیپ‌بیپ کردن امور عام‌المنفعه ورزشگاه سرپوشیده تجدیدحیات‌شونده تسمه‌ی شلاق یابنده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.