آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Perspicacious

ˌpɜrːspɪˈkeɪʃəs ˌpɜːspɪˈkeɪʃəs

معنی perspicacious | جمله با perspicacious

adjective formal

زیرک، باذکاوت، تیزهوش، تیز

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

The detective's perspicacious nature helped him solve the case quickly.

ذات تیزهوش کارآگاه به او کمک کرد تا پرونده را به‌سرعت حل کند.

The author's perspicacious commentary revealed deeper truths about society.

تفسیر باذکاوت نویسنده حقایق عمیق‌تری را در مورد جامعه آشکار کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد perspicacious

  1. adjective observant, perceptive
    Antonyms:
    unobservant unperceptive ignorant

ارجاع به لغت perspicacious

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «perspicacious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/perspicacious

لغات نزدیک perspicacious

پیشنهاد بهبود معانی