صفت تفضیلی:
more acuteصفت عالی:
most acuteحاد، شدید، حساس، بحرانی
The country is facing an acute shortage of clean water.
کشور با کمبود بحرانی آب آشامیدنی روبهرو است.
The conflict reached an acute stage and demanded immediate intervention.
درگیری به مرحلهای حاد رسید و نیاز به مداخلهی فوری داشت.
پزشکی حاد، شدید (دردی که بهسرعت زیاد میشود)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
acute appendicitis
آپاندیس حاد
The patient complained of an acute pain in his abdomen.
بیمار از درد حاد در ناحیهی شکمش اظهار ناراحتی کرد.
an acute pain
درد شدید
پزشکی (سلسله اعصاب) قوی، تیز، حساس
She has an acute sense of hearing and notices the slightest noise.
او شنوایی بسیار حساسی دارد و کوچکترین صدا را متوجه میشود.
an acute sense of smell
شامهی تیز
acute hearing
گوش تیز
هندسه حاده، تند (زاویهای که اندازهاش کمتر از ۹۰ درجه باشد)
An acute angle is less than 90 degrees.
زاویهی حاده کمتر از نود درجه است.
She drew an acute angle between the two lines.
او بین دو خط یک زاویهی حاده رسم کرد.
Rotate the ray to create an acute angle.
پرتو را بچرخان تا یک زاویهی تند ایجاد شود.
زبانشناسی اَکسان اِگو (علامت حرکتگذاری به شکل ◌́ است که در برخی از زبانها بر بالای حروف الفبای لاتین، سیریلیک و یونانی مینشیند)
همچنین میتوان از acute accent استفاده کرد.
The acute appears over vowels in words like café.
علامت اَکسان اِگو بالای حروف صدادار در کلماتی مانند café قرار میگیرد.
You can type an acute on a Windows PC using Alt codes.
میتوانید روی ویندوز با استفاده از کدهای Alt اَکسان اِگو را تایپ کنید.
تیز، تیزبین، تیزهوش، زیرک، تیزنظر
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
an acute observer
مراقب تیزهوش
His acute observations helped solve the mystery.
مشاهدههای تیزبینانهی او به حل معما کمک کرد.
موسیقی تیز، زیر
The singer hit an acute high note that made the audience gasp.
خواننده نت تیز و بلندی را زد که تماشاگران را به حیرت وا داشت.
An acute tone from the piccolo signaled the song's climax.
یک نُت زیر از پیکولو، اوج آهنگ را اعلام کرد.
بحران
an acute shortage of food
بحران کمبود غذا
The country faced an acute after the banks collapsed.
کشور پساز فروپاشی بانکها با بحران مواجه شد.
The sudden shortage created an acute in the city.
کمبود ناگهانی در شهر، بحران ایجاد کرد.
شنوایی قوی
حس بویایی قوی
صفت تفضیلی acute در زبان انگلیسی more acute است.
صفت عالی acute در زبان انگلیسی most acute است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «acute» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/acute