صفت تفضیلی:
more intenseصفت عالی:
most intenseزیاد، شدید، قوی، سخت
The intense competition in the global market necessitates innovative strategies for sustainable growth.
رقابت شدید در بازار جهانی نیازمند استراتژیهای نوآورانه برای رشد پایدار است.
She felt an intense desire to learn how to play the piano.
او میل زیادی برای یادگیری نواختن پیانو داشت.
intense light
نور شدید
intense hatred
تنفر شدید
intense cold
سرمای سخت
intense study
مطالعهی زیاد
She listened with intense attention.
او با توجه زیاد گوش فرا داد.
intense blue
آبی سیر
جدی، مصمم
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Her intense gaze made him feel a little uncomfortable.
نگاه جدی او باعث شد که کمی احساس ناراحتی کند.
Despite the challenging circumstances, the team displayed an intense commitment to achieving their project objectives.
باوجود شرایط چالشبرانگیز، تیم تعهدی مصمم برای دستیابی به اهداف پروژهی خود نشان داد.
فشرده، متمرکز
The training program was so intense that I was exhausted every evening.
برنامهی آموزشی آنقدر فشرده بود که هرشب خسته بودم.
The study revealed that students who engage in intense, focused learning sessions tend to achieve higher academic outcomes.
این مطالعه نشان داد که دانشجویانی که در جلسات یادگیری فشرده و متمرکز شرکت میکنند، نتایج تحصیلی بالاتری کسب میکنند.
عمیق
intense thought
فکر عمیق
She felt an intense wave of sadness when she heard the news.
او موجی عمیق از غم را هنگام شنیدن خبر احساس کرد.
To achieve a sustainable energy future, an intense commitment to renewable resource development is imperative.
برای دستیابی به آیندهای پایدار در انرژی، تعهدی عمیق به توسعهی منابع تجدیدپذیر ضروری است.
تنفر شدید
come up against intense competition
مواجه شدن با رقابت شدید/سخت
صفت تفضیلی intense در زبان انگلیسی more intense است.
صفت عالی intense در زبان انگلیسی most intense است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «intense» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/intense