آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴

    پایتخت به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / paaytakht /

    capital, seat

    capital

    seat

    شهری که مرکز سیاسی کشور است

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    تصمیمات در محل گرفته می‌شود، نه در پایتخت

    decisions are made locally, not in the Capital

    تهران پایتخت ایران است.

    Tehran is the capital of Iran.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    خنگ خدا، پایتخت انگلیس پاریس نیست!

    Paris is not the capital of England, dummy!

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد پایتخت

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    پاتخت تختگاه دارالاماره دارالسلطنه دارالملک شاه نشین عاصمه

    سوال‌های رایج پایتخت

    پایتخت به انگلیسی چی می‌شه؟

    پایتخت در زبان انگلیسی به "capital city" یا به‌طور کوتاه "capital" ترجمه می‌شود.

    پایتخت، شهر اصلی یک کشور است که معمولاً مقر حکومت، نهادهای دولتی، و در بسیاری موارد، مراکز سیاسی و تصمیم‌گیری در آن قرار دارند. این شهر نقش حیاتی در ساختار سیاسی و اداری کشور ایفا می‌کند و معمولاً محل اقامت مقام‌های عالی‌رتبه مانند رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر یا پادشاه است.

    از نظر تاریخی، انتخاب پایتخت معمولاً بر اساس موقعیت جغرافیایی، اهمیت تاریخی، امنیت نظامی یا مرکزیت اقتصادی انجام می‌شده است. برخی کشورها پایتخت‌های خود را در طول تاریخ جابه‌جا کرده‌اند تا بهتر بتوانند با تحولات سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی سازگار شوند. برای مثال، کشورهایی مانند برزیل و قزاقستان در قرن بیستم پایتخت خود را تغییر دادند تا توسعه‌ی متوازن‌تری را در کشور رقم بزنند.

    پایتخت‌ها اغلب مراکز مهم فرهنگی و آموزشی نیز هستند. دانشگاه‌های اصلی، موزه‌ها، تئاترها، و رسانه‌های ملی اغلب در این شهرها متمرکزند. به همین دلیل، پایتخت نه‌تنها مرکز سیاسی، بلکه تبلور هویت ملی و فرهنگی کشور نیز محسوب می‌شود.

    نکته‌ی جالب این است که در برخی کشورها مانند آفریقای جنوبی، چندین پایتخت وجود دارد که هر کدام وظایف متفاوتی دارند؛ یکی برای قوه‌ی مجریه، یکی برای قوه‌ی قضائیه و دیگری برای قوه‌ی مقننه. این تقسیم، نشان‌دهنده‌ی پیچیدگی ساختار حکومتی در برخی کشورهاست.

    از نظر روان‌شناختی و نمادین، پایتخت برای بسیاری از شهروندان کشورها، نماد اقتدار، وحدت ملی، و قلب تپنده‌ی ملت به حساب می‌آید. حضور در پایتخت یا مهاجرت به آن برای بسیاری از افراد، با امید به فرصت‌های بهتر، رشد اقتصادی و نزدیکی به مراکز قدرت همراه است.

    پایتخت نه‌تنها یک شهر، بلکه قلب تپنده‌ی سیاسی و فرهنگی یک ملت است؛ جایی که تصمیم‌های کلان گرفته می‌شوند، و سرنوشت کشورها در آن رقم می‌خورد.

    ارجاع به لغت پایتخت

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «پایتخت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پایتخت

    لغات نزدیک پایتخت

    • - پایبندی
    • - پایبندی به مقررات و تشریفات
    • - پایتخت
    • - پایدار
    • - پایدار ساز
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.