آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ آبان ۱۴۰۳

    Intensive

    ɪnˈtensɪv ɪnˈtensɪv

    صفت تفضیلی:

    more intensive

    صفت عالی:

    most intensive

    معنی intensive | جمله با intensive

    adjective B2

    فشرده، شدید (کلاس و فعالیت و غیره)

    intensive Kurdish language courses

    کلاس‌های فشرده‌ی زبان کُردی

    an intensive language course

    دوره‌ی فشرده زبان

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    intensive efforts

    کوشش‌های شدید

    adjective

    متمرکز، فشرده (شیوه و متد و غیره)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    Intensive farming is a method of agricultural production that aims to maximize crop yield through the use of modern technology and practices.

    کشاورزی متمرکز روشی برای تولید محصولات کشاورزی است که هدف آن به حداکثر رساندن عملکرد محصول از طریق استفاده از فناوری و شیوه‌های مدرن است.

    The use of pesticides and fertilizers in intensive farming can have negative effects on biodiversity and ecosystem health.

    استفاده از آفت‌کش‌ها و کودها در کشاورزی فشرده می‌تواند اثرات منفی بر تنوع زیستی و سلامت اکوسیستم داشته باشد.

    adjective noun countable

    دستور زبان (عنصر زبانی) تأکیدی

    link-banner

    آموزش دستور زبان انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته

    مشاهده

    She used an intensive adverb to add emphasis to her statement.

    او از قید تأکیدی برای تأکید بیشتر بر گفته‌ی خود استفاده کرد.

    The intensive adverb in that sentence emphasized the action.

    قید تأکیدی در آن جمله بر عمل تأکید داشت.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد intensive

    1. adjective exhaustive
      Synonyms:
      complete thorough comprehensive in-depth deep all-out thoroughgoing concentrated demanding hard severe fast accelerated speeded-up profound out-and-out radical
      Antonyms:
      incomplete superficial incomprehensive surface

    سوال‌های رایج intensive

    صفت تفضیلی intensive چی میشه؟

    صفت تفضیلی intensive در زبان انگلیسی more intensive است.

    صفت عالی intensive چی میشه؟

    صفت عالی intensive در زبان انگلیسی most intensive است.

    ارجاع به لغت intensive

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «intensive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/intensive

    لغات نزدیک intensive

    • - intension
    • - intensity
    • - intensive
    • - intensive care unit
    • - intensively
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.