Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ آبان ۱۴۰۳

      Surface

      ˈsɜrː- ˈsɜːfɪs

      گذشته‌ی ساده:

      surfaced

      شکل سوم:

      surfaced

      سوم‌شخص مفرد:

      surfaces

      وجه وصفی حال:

      surfacing

      شکل جمع:

      surfaces

      معنی surface | جمله با surface

      noun countable B2

      رویه، سطح، ظاهر، بیرون، نما، وجه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      On the surface their friendship is strong.

      ظاهراً دوستی آن‌ها مستحکم است.

      surface forces

      نیروهای زمینی دریایی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Surface mail is cheaper than airmail.

      پست زمینی دریایی از پست هوایی ارزان‌تر است.

      The surface of the earth is uneven.

      سطح زمین ناهموار است.

      surface vessels

      ناوهای روآبی

      surface friendship

      دوستی ظاهری

      a surface mine

      معدن سطحی

      the smooth surface of the table

      سطح صیقلی میز

      a spherical surface

      سطح کروی

      water surface

      سطح آب

      a plane surface

      سطح صاف

      The surface of the society seems calm.

      ظاهر جامعه آرام به‌نظر می‌رسد.

      the octagonal surfaces of diamond

      وجوه هشت ضلعی الماس

      verb - transitive

      تسطیح کردن، روکش کردن، (با چیزی) پوشاندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The wall is surfaced with stone.

      روکار دیوار سنگی است.

      to surface a road

      جاده را (مثلاً با آسفالت) روکش کردن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The towers are surfaced with steel plates.

      برج‌ها را با ورق‌های پولاد پوشانده‌اند.

      verb - transitive

      آب دادن

      The well surfaces more than 3000 gallons of water a minute.

      این چاه هردقیقه بیش از 3000 گالن آب بیرون می‌دهد.

      verb - intransitive

      بالا آمدن، رو آمدن

      Gradually the truth surfaced.

      کم‌کم واقعیت هویدا شد.

      The submarine surfaced.

      زیردریایی رو آمد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد surface

      1. adjective external
        Synonyms:
        outer outside exterior outward superficial apparent facial top shallow covering depthless shoal
        Antonyms:
        inside interior middle core central
      1. noun external part of something
        Synonyms:
        outside exterior face cover skin top side area covering facade level peel plane superficies expanse periphery stretch rind facet veneer obverse externality exteriority superficiality
        Antonyms:
        inside interior middle core
      1. verb come to the top of
        Synonyms:
        arise emerge appear come up rise materialize come to light transpire crop up flare up
        Antonyms:
        fall drop sink dive submerge

      Collocations

      on the surface

      ظاهراً، تا آنجا که به‌نظر می‌رسد

      Idioms

      scratch the surface

      به بخش کوچکی پرداختن، به‌طور سطحی بررسی کردن، به‌صورت اجمالی بررسی کردن، ناخنک زدن

      لغات هم‌خانواده surface

      noun
      surface
      adjective
      surface
      verb - transitive
      surface, resurface

      سوال‌های رایج surface

      گذشته‌ی ساده surface چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده surface در زبان انگلیسی surfaced است.

      شکل سوم surface چی میشه؟

      شکل سوم surface در زبان انگلیسی surfaced است.

      شکل جمع surface چی میشه؟

      شکل جمع surface در زبان انگلیسی surfaces است.

      وجه وصفی حال surface چی میشه؟

      وجه وصفی حال surface در زبان انگلیسی surfacing است.

      سوم‌شخص مفرد surface چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد surface در زبان انگلیسی surfaces است.

      ارجاع به لغت surface

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «surface» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/surface

      لغات نزدیک surface

      • - surf scoter
      • - surf-cast
      • - surface
      • - surface mail
      • - surface noise
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.