آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۴

      Outside

      aʊtˈsaɪd aʊtˈsaɪd

      معنی outside | جمله با outside

      noun A1

      محیط

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست
      noun

      ظاهر، نما

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      He works all the time and seems to have no outside interests.

      او همیشه کار می‌کند و در ظاهر علایق دیگری ندارد.

      She seems calm on the outside.

      او در ظاهر آرام به نظر می‌رسد.

      noun

      حداکثر

      There's room for thirty people at the outside.

      حداکثر برای سی نفر جا هست.

      adjective

      بیرون، برون، خارج

      The outside of the boat needs painting.

      سطح بیرونی قایق احتیاج به نقاشی دارد.

      Outside noises distracted me.

      صداهایی که از بیرون می‌آمد حواسم را پرت کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He stood outside of the house.

      او بیرون از خانه ایستاد.

      I opened the door from the outside.

      در را از خارج باز کردم.

      adjective

      (امکان یا احتمال یا شانس و غیره) کم، بعید، غیرمحتمل

      He has an outside chance of winning the election.

      احتمال کمی دارد که او انتخابات را ببرد.

      adjective

      خارجی، برونی

      the outside layer of the ball

      لایه‌ی خارجی توپ

      adjective

      بالاترین، ممکن‌ترین، دست بالا

      200 is an outside estimate.

      200 ممکن‌ترین برآورد است.

      My outside price is $500.

      بالاترین قیمت من 500 دلار است.

      adverb

      به بیرون، از خارج

      an outside firm of consultants

      یک گروه مشاوره از خارج

      They can't build a refinery themselves; they need outside help.

      آن‌ها نمی‌توانندخودشان پالایشگاه بسازند و به کمک از خارج نیازمندند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The prisoners heard little news of the outside world.

      زندانیان اخبار کمی از خارج می‌شنیدند.

      an outside toilet

      مستراح خارج از ساختمان

      preposition

      روی، خارج از، طرف خارج هر چیز

      The address was written on the outside of the box.

      نشانی روی جعبه نوشته شده بود.

      outside repairs

      تعمیرات خارج (از ساختمان)

      preposition

      به‌جز

      Outside of one old servant, he lives alone.

      به‌جز یک نوکر پیر کس دیگری با او زندگی نمی‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد outside

      1. adjective external
        Synonyms:
        outer exterior outward foreign outdoor open-air surface extreme over away from apart from extraneous farther farthest furthest alien extramural alfresco
        Antonyms:
        internal inside middle central
      1. adjective slight, slim
        Synonyms:
        small slender slim faint distant remote far unlikely negligible marginal off
        Antonyms:
        sure certain definite likely good
      1. noun exterior; out-of-doors
        Synonyms:
        surface skin face front appearance outdoors open air without covering exterior seeming facade topside integument sheath open
        Antonyms:
        inside indoors interior center middle

      Collocations

      at the outside

      حداکثر، در بیشترین حد

      on the outside

      (انگلیس) نوار وسط جاده یا خیابان، نوار میانی

      outside of

      1- خارج، بیرون، در بیرون، بیرون از 2- (عامیانه) به جز، به غیر

      Idioms

      think outside the box

      خارج‌از چهارچوب فکر کردن، از زوایای جدید نگریستن، خلاقانه فکر کردن، محدودیت‌های فکری را کنار زدن

      سوال‌های رایج outside

      معنی outside به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «outside» در زبان فارسی به «خارج»، «بیرون» یا «فضای بیرونی» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «outside» برای اشاره به مکانی استفاده می‌شود که خارج از یک محیط بسته یا محدود قرار دارد. این کلمه به‌طور گسترده در توصیف موقعیت‌ها، فضاها و حرکت‌ها به سمت بیرون یا خارج از محیط داخلی به کار می‌رود. برای مثال، وقتی می‌گوییم «children are playing outside»، منظور این است که کودکان در فضای باز و خارج از ساختمان یا محیط بسته مشغول بازی هستند.

      «Outside» علاوه بر کاربرد مکانی، می‌تواند جنبه‌ی نمادین یا استعاری نیز داشته باشد. در بسیاری از متون ادبی و نوشتاری، «outside» نشان‌دهنده‌ی آزادی، فاصله گرفتن از محدودیت‌ها یا تجربه‌ی چیزهای تازه و ناشناخته است. برای مثال، کسی که از فضای محدود خانه یا محیط آشنا بیرون می‌رود، ممکن است با کشف دنیای جدید یا مواجهه با چالش‌های تازه، «outside» را تجربه کند. این کاربرد استعاری معمولاً با حس ماجراجویی، کشف و کنجکاوی همراه است.

      در زندگی روزمره، «outside» همچنین برای توصیف شرایط جوی و محیط طبیعی به کار می‌رود. وقتی گفته می‌شود «it’s cold outside»، منظور این است که در فضای باز، هوا سرد است و شرایط متفاوتی نسبت به داخل ساختمان وجود دارد. این کاربرد نشان می‌دهد که «outside» می‌تواند به‌عنوان یک مرجع برای تفاوت‌های محیطی، وضعیت آب و هوا و تأثیرات طبیعی بر انسان یا اشیا به کار رود.

      علاوه بر این، «outside» در زبان رسمی و علمی نیز استفاده می‌شود، مثلاً برای توصیف نواحی خارجی ساختمان‌ها، تجهیزات، یا مکان‌هایی که در محدوده‌ی داخلی نیستند. مهندسان، معماران و طراحان ساختمان از این واژه برای مشخص کردن بخش‌های بیرونی فضا و عملکرد آن‌ها استفاده می‌کنند. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی اهمیت «outside» به عنوان محیطی با ویژگی‌ها و کارکردهای متفاوت نسبت به محیط داخلی است.

      «outside» نه تنها به معنای مکانی و فیزیکی «خارج» است، بلکه می‌تواند مفهومی گسترده‌تر در زمینه‌های نمادین، ادبی و علمی داشته باشد. این واژه نشان‌دهنده‌ی حرکت، آزادی، تفاوت محیطی و امکان کشف جهان بیرونی است و در عین حال ارتباط انسان با محیط اطرافش را در سطح فیزیکی و مفهومی به تصویر می‌کشد. استفاده از «outside» در زبان انگلیسی انعطاف‌پذیری بالایی دارد و می‌تواند در مکالمات روزمره، نوشته‌های رسمی و متون ادبی و علمی به کار رود، همواره بار معنایی روشن و قابل درک دارد.

      ارجاع به لغت outside

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «outside» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/outside

      لغات نزدیک outside

      • - outshine
      • - outshoot
      • - outside
      • - outside chance
      • - outside hitter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.