بدون، فاقد، بی
It is difficult to live without electricity.
زندگی بدون برق دشوار است.
without end
بیپایان
He left without telling us.
بدون اینکه به ما بگوید رفت.
to drive without a licence
بدون گواهینامه رانندگی کردن
a fire without smoke
آتش بیدود
a disease without remedy
یک بیماری لاعلاج (بدون علاج)
بیرون، خارج، برون
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
We had to stand without the door.
مجبور شدیم بیرون در بایستیم.
The danger does not come from within the country but from without.
خطر از داخل کشور نیست، بلکه از خارج است.
good will within and without the clan
حسننیت در داخل و خارج قبیله
محروم بودن از، (بدون چیزی) گذران کردن
تنهایی انجام دادن، بینیاز بودن از
حساب چیزی را نکردن، متوجه چیزی نبودن
بدون وقفه، بی مکث، پیدرپی
بیدنگ و فنگ، بیمعطلی، بدون تشریفات
بیچون و چرا
بدون آسیب به، بیزیان برای
بدون شک، بیشک، مطمئناً
بدون تردید، حتماً، البته، بیناکامی
بدون اشکال، بیدردسر، بدون گرفتاری
بیشمار، بسیار زیاد، بیحدوحصر
بیهمتا، بینظیر، بیهمانند
پربها، قیمتی از قیمت گذشته، گرانبها
بیچونوچرا، بیمعطلی، مطیعانه
بدون در نظر گرفتن
1- (بهطور) نامحدود 2- بیتردید، بدون دودلی 3- (حراج) بدون بهای حداقل
بدون در نظر گرفتن
اصلاً صدمه نخوردن، بیآسیب جانبهدربردن
بیآسیب، بدون صدمه
گفتن ندارد، واضح است، نیازی به گفتن نیست
بدون فوت وقت، بدون هیچ مقدمهای، بیمعطلی، بدون اتلاف وقت، مستقیم
بدون وسایل لازم اقدام به کاری کردن
اظهر منالشمس بودن، واضح بودن، نیاز به گفتن نداشتن
there are no pains without gains
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
تا ابد، جاودانی، ابدی، برای همیشه
تو هچل، در مهلکه، در وضعیتی دشوار و بسیار بد، در منجلاب سختی و بحران
کلمهی «without» در زبان فارسی به «بدون» ترجمه میشود.
«Without» یکی از پرکاربردترین حروف اضافه در زبان انگلیسی است و برای بیان فقدان یا نبود چیزی در جمله به کار میرود. این واژه نشاندهندهی فقدان یک ویژگی، ابزار، شخص یا شرایط خاص است و کاربرد آن در زندگی روزمره، نوشتار رسمی و مکالمات غیررسمی بسیار رایج است. برای مثال، جملهی «I can’t live without music» به معنای «من نمیتوانم بدون موسیقی زندگی کنم» به وضوح اهمیت یا وابستگی به چیزی را نشان میدهد.
از نظر دستوری، «without» همیشه قبل از اسم، ضمیر یا عبارت اسمی میآید و رابطهی فقدان یا نبود را بین دو بخش جمله برقرار میکند. این واژه قابلیت ترکیب با دیگر حروف و افعال را دارد تا معانی پیچیدهتری منتقل کند، مانند «without hesitation» (بدون تردید)، «without warning» (بدون هشدار) یا «without fail» (حتماً، بدون شکست). این ترکیبات نشان میدهند که «without» علاوه بر بیان فقدان، میتواند بار معنایی تأکیدی، حالت یا کیفیت را نیز به جمله اضافه کند.
در ادبیات و نوشتار، «without» نقش مهمی در بیان تضاد، فقدان یا احساس خالی بودن ایفا میکند. نویسندگان و شاعران اغلب از آن برای ایجاد تأکید بر نبود یا کمبود چیزی استفاده میکنند، که میتواند حس عاطفی، تنهایی یا اهمیت موضوع موردنظر را تقویت کند. این کاربرد استعاری باعث میشود که «without» نه تنها یک ابزار دستوری، بلکه یک ابزار ادبی نیز محسوب شود.
در مکالمات روزمره و زندگی اجتماعی، «without» کاربردهای عملی و کاربردی زیادی دارد. افراد از آن برای بیان شرایط، محدودیتها یا وابستگیها استفاده میکنند. برای مثال، «He went out without his keys» نشاندهندهی یک وضعیت واقعی است و همزمان مفهوم فقدان یا عدم آمادگی را منتقل میکند. این ویژگی، واژه را بسیار انعطافپذیر و کاربردی در زبان انگلیسی میکند.
«without» واژهای ساده ولی چندوجهی است که میتواند فقدان، محدودیت، تأکید یا حالت خاصی را منتقل کند. شناخت دقیق این واژه و کاربردهای مختلف آن، به تسلط بیشتر در مکالمه، نوشتار و تحلیل متون انگلیسی کمک میکند و نشان میدهد چگونه یک حرف اضافه میتواند بار معنایی گسترده و ظریف داشته باشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «without» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/without