آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ آذر ۱۴۰۴

      After

      ˈæftər ˈɑːftə

      معنی after | جمله با after

      adverb A1

      پس از، بعد از، در عقب، عقب، درنتیجه‌ی، به‌واسطه‌ی، علیرغم، باوجود، (از نظر رتبه و مقام و غیره) مادون، پایین‌تر از

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      He arrived after Hassan.

      او بعد از حسن وارد شد.

      after midnight

      بعد از نیمه شب

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      After lunch, he slept.

      پس از نهار خوابید.

      After all you are my brother.

      هر چه نباشد تو برادرم هستی.

      generation after generation

      نسل اندر نسل

      After what happened, he won't talk to them any more.

      باوجود چیزهایی که پیش آمد، او دیگر با آن‌ها حرف نمی‌زند.

      After all the bad things he had done, he was still laughing.

      با وجود کارهای بدی که کرده بود، باز می‌خندید.

      A captain comes after a colonel.

      سروان از سرهنگ پایین‌تر است.

      Come after me.

      دنبال من بیا.

      in Chaucer's day and for long after

      در دوران چاسر و مدتها پس از آن

      adverb

      مطابق، به تقلید، به‌ یادبود، (در مورد نامگذاری) به افتخار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      a novel after the style of Hedayat

      یک رمان به پیروی از سبک هدایت

      They named me after my grandfather.

      اسم پدربزرگم را روی من گذاشتند.

      preposition

      در پی، پشت سر، پاپی، مابعد، در جست‌وجوی، درصدد

      His children are only after his money.

      فرزندانش فقط در پی پول او هستند.

      My parents are after me to get married.

      والدینم پاپی من شده‌اند که زن بگیرم.

      conjunction

      بعد از اینکه

      She asked after you.

      از حال تو پرسید.

      The room had been cleaned after a fashion.

      اتاق سرسری تمیز شده بود.

      prefix

      (-after) پسا-

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد after

      1. adjective following in position or time
        Synonyms:
        next later behind afterwards ensuing succeeding subsequently thereafter rear back below posterior subsequential hind in the rear hindmost back of postliminary
        Antonyms:
        before

      Phrasal verbs

      take after

      (به پدر، مادر یا دیگر اعضای خانواده) رفتن، شباهت داشتن، شبیه بودن

      Collocations

      one after another

      پی در پی، یکی پس از دیگری

      Idioms

      one after another

      یکی پس از دیگری، پشت سر هم

      after a fashion

      به طور سرسری، باری به هر جهت

      after a storm calms a calm

      پس از طوفان هوا آرام می‌شود، تا پریشان نشود کار به سامان نرسد.

      after the feast comes the reckoning

      کسی که خربزه می‌خورد، باید پای لرز آن هم بنشیند.

      after us the deluge

      ما که رفتیم هر چه می‌خواهد بشود.

      سوال‌های رایج after

      معنی after به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «After» در زبان فارسی به «بعد از» یا «پس از» ترجمه می‌شود.

      «After» یکی از پرکاربردترین حروف اضافه و قیدهای زبان انگلیسی است که برای بیان ترتیب زمانی یا توالی رویدادها به کار می‌رود. این کلمه نشان می‌دهد که یک رویداد یا عملی پس از رویداد یا عملی دیگر اتفاق می‌افتد، یعنی بعد از آن رخ می‌دهد. برای مثال، جمله «She arrived after the meeting» یعنی «او بعد از جلسه رسید» نشان‌دهنده ترتیب زمانی است که رسیدن شخص پس از اتمام جلسه اتفاق افتاده است.

      در کاربردهای گسترده‌تر، «after» می‌تواند به معنی پیروی یا تعقیب چیزی نیز باشد؛ به عنوان مثال، «The dog ran after the ball» یعنی «سگ به دنبال توپ دوید». این کاربرد نشان‌دهنده حرکتی است که در جهت یا پیروی از هدف یا شیء خاصی انجام می‌شود.

      «After» همچنین در ساختارهای دستوری مختلفی به کار می‌رود، از جمله در جملات شرطی، زمان‌مند و بیان علتی. این کلمه می‌تواند به عنوان حرف اضافه، قید، و حتی جزء عبارات مرکب ظاهر شود و نقش مهمی در برقراری ارتباط منطقی و زمانی میان اجزای جمله ایفا کند.

      از نظر معنایی، «after» مفهوم پیوستگی، توالی و ادامه را منتقل می‌کند که در زندگی روزمره و نوشتارهای رسمی اهمیت فراوان دارد. این واژه کمک می‌کند تا ترتیب اتفاقات به صورت واضح و دقیق بیان شود و فهم متن برای مخاطب آسان‌تر گردد.

      «After» کلمه‌ای کلیدی در زبان انگلیسی است که نقش مهمی در بیان زمان، ترتیب و توالی وقایع دارد. آشنایی با کاربردهای متنوع آن به افزایش مهارت‌های گفتاری و نوشتاری کمک می‌کند و موجب می‌شود ارتباطات به شکلی روان‌تر و قابل فهم‌تر برقرار شود.

      ارجاع به لغت after

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «after» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/after

      لغات نزدیک after

      • - afscme
      • - aft
      • - after
      • - after (or in) a fashion
      • - after a fashion
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.