آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۴

      Below

      bɪˈloʊ bɪˈləʊ

      معنی below | جمله با below

      plural adverb preposition A1

      در زیر، پایین، مادون

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      ten meters below the surface

      ده متر زیر سطح آب

      just below the summit

      درست زیر قله(ی کوه)

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the muscles below the knee

      عضلات زیر زانو

      the floor below

      طبقه‌ی زیرین (تحتانی)

      Two men were talking below.

      در پایین دو نفر صحبت می‌کردند.

      Go below to your own room.

      برو پایین به اتاق خودت.

      below average

      کمتر از حد وسط، زیر میانگین

      below freezing

      (حرارت) زیر صفر

      The documents mentioned below are top secret.

      اسناد زیر کاملاً محرمانه هستند.

      The report is summarized below.

      گزارش در ذیل خلاصه می‌شود.

      Below him are five regional offices.

      پنج اداره‌ی محلی زیر نظر اوست.

      Feelings which welled from deep below in his heart.

      احساساتی که از اعماق قلبش برمی‌خاست.

      It is below her to say that.

      در شأن او نیست که این حرف را بزند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد below

      1. adverb, preposition lower
        Synonyms:
        under underneath down beneath down from
        Antonyms:
        over above
      1. preposition less than; beneath
        Synonyms:
        lower lesser inferior subordinate subject unworthy
        Antonyms:
        above over more

      Collocations

      below (the) ground

      زیرزمین، در ژرفای زمین

      سوال‌های رایج below

      معنی below به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «below» در زبان فارسی به «پایین»، «زیر» یا «در سطح پایین‌تر» ترجمه می‌شود.

      «Below» یکی از قیدها و حرف‌های اضافه پرکاربرد در زبان انگلیسی است که موقعیت مکانی یا رتبه‌ای را نسبت به نقطه‌ی مرجع مشخص می‌کند. وقتی گفته می‌شود The basement is below the ground floor یعنی «زیرزمین پایین‌تر از طبقه‌ی همکف است»، منظور انتقال موقعیت فیزیکی یا مکانی یک چیز نسبت به چیز دیگر است. این کاربرد مکانی در گفتار روزمره، نوشتار علمی و توصیف محیط‌ها بسیار رایج است.

      علاوه بر معنا و موقعیت فیزیکی، «below» می‌تواند به سطح کیفیت، مقدار یا رتبه اشاره داشته باشد. برای مثال، جمله‌ی His performance was below expectations یعنی «عملکرد او پایین‌تر از حد انتظار بود». در این کاربرد، واژه نشان‌دهنده‌ی مقایسه و فاصله‌ی کمیابی یا ناکافی بودن چیزی است و بار انتقادی یا توصیفی دارد. این جنبه باعث می‌شود «below» در نوشتار رسمی، گزارش‌ها و تحلیل‌ها نیز کاربرد گسترده‌ای پیدا کند.

      از نظر دستوری، «below» می‌تواند هم به عنوان حرف اضافه و هم به عنوان قید استفاده شود. به عنوان حرف اضافه، همیشه با یک اسم یا ضمیر همراه است، مانند below the table. به عنوان قید، می‌تواند موقعیت یا سطح را مستقل نشان دهد، مانند The temperature dropped below. این انعطاف‌پذیری، «below» را در موقعیت‌های مختلف مکانی و انتزاعی مفید و پرکاربرد می‌کند.

      در محیط‌های فنی و علمی نیز «below» کاربرد دارد. برای مثال، در گزارش‌های هواشناسی یا مهندسی، می‌گویند temperatures below zero یا pressure below the standard level. در این کاربرد، «below» به دقت مقدار، حد و معیار مشخصی را نسبت به نقطه‌ی مرجع نشان می‌دهد و امکان انتقال اطلاعات دقیق و روشن را فراهم می‌کند.

      «below» واژه‌ای است که هم برای بیان موقعیت فیزیکی و هم برای نشان دادن مقایسه‌ی سطح، مقدار یا کیفیت به کار می‌رود. این قاعده‌ی چندکاربردی بودن باعث شده که «below» در مکالمات روزمره، متون علمی، گزارش‌ها و نوشتار رسمی جایگاه مهمی داشته باشد و یکی از واژگان کلیدی در انتقال مفاهیم نسبت و جایگاه باشد.

      ارجاع به لغت below

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «below» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/below

      لغات نزدیک below

      • - belorussian soviet socialist republic
      • - beloved
      • - below
      • - below (or under) par
      • - below (the) ground
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.