آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Subordinate

      səˈbɔːrdnət səˈbɔːrdnət səˈbɔːdənət səˈbɔːdənət

      گذشته‌ی ساده:

      subordinated

      شکل سوم:

      subordinated

      سوم‌شخص مفرد:

      subordinates

      وجه وصفی حال:

      subordinating

      شکل جمع:

      subordinates

      صفت تفضیلی:

      more subordinate

      صفت عالی:

      most subordinate

      معنی subordinate | جمله با subordinate

      adjective

      تابع، مادون، مرئوس، کم‌اهمیت، زیردست، فرودست، وابسته

      The executive branch is subordinate to the legislative.

      شاخه‌ی مجریه تابع شاخه‌ی مقننه است.

      Humans are subordinate to reason.

      انسان‌ها تابع قوانین طبیعت هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      All the other projects are subordinate to this one.

      تمام طرح‌های دیگر به این طرح بستگی دارند.

      subordinate nations

      ملل تحت‌تسلط

      subordinate clause

      بند وابسته

      noun countable

      زیردست، مرئوس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Ali was kind toward his subordinates.

      علی نسبت به زیر‌دستان خود مهربان بود.

      The team leader delegated the project to his subordinates.

      رهبر تیم، پروژه را به افراد زیردست خود واگذار کرد.

      noun countable

      زبان‌شناسی زیرمجموعه (واژه)

      "Triangle" is a subordinate under "geometric shape".

      «مثلث» زیرمجموعه‌ی «اشکال هندسی» است.

      Words like "sparrow" or "eagle" are subordinates of the category "bird".

      واژه‌هایی مانند «گنجشک» یا «عقاب»، زیرمجموعه‌های «پرنده» هستند.

      verb - transitive

      مغلوب ساختن، تابع قرار دادن، در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دادن

      He subordinated his emotions to logic in making the decision.

      او احساساتش را تابع عقل در تصمیم‌گیری کرد.

      In this culture, individual desires are often subordinated to the needs of the group.

      در این فرهنگ، خواسته‌های فردی نسبت به نیازهای گروه اغلب در درجه‌ی دوم قرار می‌گیرند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We must subordinate our passions to reason.

      ما بایستی شهوات خود را در لگام عقل در بیاوریم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد subordinate

      1. verb make subordinate, dependent, or subservient
        Synonyms:
        subdue
      1. adjective lesser, supplementary
        Synonyms:
        secondary minor lower auxiliary accessory smaller inferior dependent subject junior sub low contributory subsidiary collateral insignificant under unequal ancillary tributary adjuvant satellite subaltern submissive subservient below par baser second-string second-fiddle subalternate subnormal paltry underaverage substract
        Antonyms:
        important major necessary superior vital chief
      1. noun person that serves another
        Synonyms:
        servant assistant helper aide attendant slave underling inferior junior dependent deputy second subaltern flunky gofer peon scrub serf second fiddle second string third string poor relation
        Antonyms:
        leader boss chief master manager superior major

      لغات هم‌خانواده subordinate

      noun
      subordination, subordinate
      adjective
      subordinate

      سوال‌های رایج subordinate

      گذشته‌ی ساده subordinate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده subordinate در زبان انگلیسی subordinated است.

      شکل سوم subordinate چی میشه؟

      شکل سوم subordinate در زبان انگلیسی subordinated است.

      شکل جمع subordinate چی میشه؟

      شکل جمع subordinate در زبان انگلیسی subordinates است.

      وجه وصفی حال subordinate چی میشه؟

      وجه وصفی حال subordinate در زبان انگلیسی subordinating است.

      سوم‌شخص مفرد subordinate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد subordinate در زبان انگلیسی subordinates است.

      صفت تفضیلی subordinate چی میشه؟

      صفت تفضیلی subordinate در زبان انگلیسی more subordinate است.

      صفت عالی subordinate چی میشه؟

      صفت عالی subordinate در زبان انگلیسی most subordinate است.

      ارجاع به لغت subordinate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «subordinate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/subordinate

      لغات نزدیک subordinate

      • - suborbital
      • - suborder
      • - subordinate
      • - subordinate clause
      • - subordinating conjunction
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      expense poop far-reaching fav east etc. etymology ever every everything first and foremost fit up flatterer fluorescent forever and ever (or forever and a day) دختر دایی در اختیار داشتن در بین در حال مرگ در حال کار در خانه در خصوص در راستای در ظاهر در چه مورد رانندگی کردن زبان‌پریشی پیش‌دانشگاهی پیش‌غذا پیش پا افتاده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.